۳۵ واژهB2تغییر و پیشرفتپلاس

افعال عبارتی: برنامه و تغییر (B2)

Phrasal verbs: plans and change (B2)

افعال عبارتی سطح B2 برای شروع، توسعه، تغییر، کاهش و لغو برنامه‌ها. هر کارت فقط یک معنی از فعل عبارتی را یاد می‌دهد؛ معنی‌های دیگر همان فعل در دسته‌های دیگر هستند و در صفحه‌ی خود واژه به هم لینک می‌شوند. نکته‌ی آیلتس: افعال عبارتی در Speaking طبیعی و مناسب‌اند، ولی در Academic Writing Task 2 معمولاً معادل رسمی تک‌کلمه‌ای (مثل postpone به‌جای put off) انتخاب بهتری است.

  1. set up phrasal verb

    راه‌اندازی کردن، تأسیس کردن

    Speaking · Writing جداشدنی

    establish a business or organisation

    معادل رسمی برای نوشتار: establish · found

    جداشدنی: set it up ✓ / set up it ✗. معنی‌های دیگر set up (نصب کردن دستگاه، ترتیب دادن قرار) جدا هستند. اسم و صفت: a set-up.

    Two friends set up the company in a small garage.

    دو دوست شرکت را در یک گاراژ کوچک راه انداختند.

    • set up a company
    • set up a business
    • set up a charity
    • set up a committee
    معناهای دیگر set up (۱)
  2. start over phrasal verb

    از نو شروع کردن، از صفر شروع کردن

    Speaking · Writing بدون مفعول

    begin again from the start

    معادل رسمی برای نوشتار: recommence

    بیشتر آمریکایی است؛ در بریتانیا start again رایج‌تر است. هر دو در IELTS قابل قبول‌اند.

    The file was lost, so I had to start over and rewrite the whole essay.

    فایل گم شد، برای همین مجبور شدم از نو شروع کنم و کل مقاله را دوباره بنویسم.

    • start over again
    • have to start over
    • start over in a new city
    • a chance to start over
  3. take off phrasal verb

    ناگهان رونق گرفتن، اوج گرفتن (کسب‌وکار، ایده)

    Speaking · Writing بدون مفعول

    suddenly become successful or popular

    معادل رسمی برای نوشتار: flourish · succeed

    take off در معنی‌های «لباس درآوردن» و «بلند شدن هواپیما» معنی‌های جدایی هستند و در دسته‌های دیگر آمده‌اند؛ این‌جا فقط موفقیت سریع و ناگهانی مدنظر است.

    Her online shop really took off after a famous blogger recommended it.

    فروشگاه آنلاین او پس از آنکه یک بلاگر معروف آن را توصیه کرد واقعاً رونق گرفت.

    • really take off
    • take off quickly
    • a business takes off
    • a career takes off
    معناهای دیگر take off (۳)
  4. build up phrasal verb

    (چیزی را) آرام‌آرام ساختن و گسترش دادن (کسب‌وکار، شهرت)

    Speaking · Writing جداشدنی

    create something gradually over time

    معادل رسمی برای نوشتار: develop · establish

    جداشدنی: build it up ✓ / build up it ✗. تأکید بر زمان و تلاش مداوم است. تقویت تدریجی بدن (build up strength) در دسته‌ی سلامت آمده است.

    She built up a successful business from nothing in ten years.

    او ظرف ده سال از صفر یک کسب‌وکار موفق ساخت.

    • build up a business
    • build up a reputation
    • build up trust
    • build up a collection
    معناهای دیگر build up (۱)
  5. build on phrasal verb

    (بر پایه‌ی موفقیتی) ادامه دادن و پیشرفت کردن

    Speaking · Writing جدانشدنی

    develop further from existing success

    معادل رسمی برای نوشتار: develop · extend

    جدانشدنی: build on it ✓ / build it on ✗. چیزی که الان داری پایه می‌شود. در Writing: Governments should build on existing programmes.

    We want to build on last year's results and win more customers.

    می‌خواهیم بر پایه‌ی نتایج سال گذشته ادامه دهیم و مشتری بیشتری جذب کنیم.

    • build on success
    • build on the progress
    • build on a foundation
    • build on what you have learned

فقط ۵ واژه‌ی اول نمایش داده شد. این دسته ویژه‌ی مشترکان است.

دیدن طرح‌ها پلاس چه چیزهایی را باز می‌کند؟
پشتیبانی