افعال عبارتی: برنامه و تغییر (B2)
Phrasal verbs: plans and change (B2)
افعال عبارتی سطح B2 برای شروع، توسعه، تغییر، کاهش و لغو برنامهها. هر کارت فقط یک معنی از فعل عبارتی را یاد میدهد؛ معنیهای دیگر همان فعل در دستههای دیگر هستند و در صفحهی خود واژه به هم لینک میشوند. نکتهی آیلتس: افعال عبارتی در Speaking طبیعی و مناسباند، ولی در Academic Writing Task 2 معمولاً معادل رسمی تککلمهای (مثل postpone بهجای put off) انتخاب بهتری است.
-
set up phrasal verb
راهاندازی کردن، تأسیس کردن
establish a business or organisation
معادل رسمی برای نوشتار: establish · found
جداشدنی: set it up ✓ / set up it ✗. معنیهای دیگر set up (نصب کردن دستگاه، ترتیب دادن قرار) جدا هستند. اسم و صفت: a set-up.
Two friends set up the company in a small garage.
دو دوست شرکت را در یک گاراژ کوچک راه انداختند.
- set up a company
- set up a business
- set up a charity
- set up a committee
معناهای دیگر set up (۱)
-
start over phrasal verb
از نو شروع کردن، از صفر شروع کردن
begin again from the start
معادل رسمی برای نوشتار: recommence
بیشتر آمریکایی است؛ در بریتانیا start again رایجتر است. هر دو در IELTS قابل قبولاند.
The file was lost, so I had to start over and rewrite the whole essay.
فایل گم شد، برای همین مجبور شدم از نو شروع کنم و کل مقاله را دوباره بنویسم.
- start over again
- have to start over
- start over in a new city
- a chance to start over
-
take off phrasal verb
ناگهان رونق گرفتن، اوج گرفتن (کسبوکار، ایده)
suddenly become successful or popular
معادل رسمی برای نوشتار: flourish · succeed
take off در معنیهای «لباس درآوردن» و «بلند شدن هواپیما» معنیهای جدایی هستند و در دستههای دیگر آمدهاند؛ اینجا فقط موفقیت سریع و ناگهانی مدنظر است.
Her online shop really took off after a famous blogger recommended it.
فروشگاه آنلاین او پس از آنکه یک بلاگر معروف آن را توصیه کرد واقعاً رونق گرفت.
- really take off
- take off quickly
- a business takes off
- a career takes off
معناهای دیگر take off (۳)
- A1 take off · درآوردن (لباس) لباس و پوشاک
- B1 افعال عبارتی: کار و دفتر (B1)
- B2 افعال عبارتی: سفر و حملونقل (B1)
-
build up phrasal verb
(چیزی را) آرامآرام ساختن و گسترش دادن (کسبوکار، شهرت)
create something gradually over time
معادل رسمی برای نوشتار: develop · establish
جداشدنی: build it up ✓ / build up it ✗. تأکید بر زمان و تلاش مداوم است. تقویت تدریجی بدن (build up strength) در دستهی سلامت آمده است.
She built up a successful business from nothing in ten years.
او ظرف ده سال از صفر یک کسبوکار موفق ساخت.
- build up a business
- build up a reputation
- build up trust
- build up a collection
معناهای دیگر build up (۱)
-
build on phrasal verb
(بر پایهی موفقیتی) ادامه دادن و پیشرفت کردن
develop further from existing success
معادل رسمی برای نوشتار: develop · extend
جدانشدنی: build on it ✓ / build it on ✗. چیزی که الان داری پایه میشود. در Writing: Governments should build on existing programmes.
We want to build on last year's results and win more customers.
میخواهیم بر پایهی نتایج سال گذشته ادامه دهیم و مشتری بیشتری جذب کنیم.
- build on success
- build on the progress
- build on a foundation
- build on what you have learned
فقط ۵ واژهی اول نمایش داده شد. این دسته ویژهی مشترکان است.
دیدن طرحها پلاس چه چیزهایی را باز میکند؟