۳۲ واژهB1کارپلاس

افعال عبارتی: کار و دفتر (B1)

Phrasal verbs: work and the office (B1)

افعال عبارتی کار روزمره‌ی دفتر: ثبت ورود، مرخصی، ایمیل و گزارش، قرار و جلسه. هر کارت فقط یک معنی از فعل عبارتی را یاد می‌دهد؛ معنی‌های دیگر همان فعل در دسته‌های دیگر هستند و در صفحه‌ی خود واژه به هم لینک می‌شوند. نکته‌ی آیلتس: افعال عبارتی در Speaking طبیعی و مناسب‌اند، ولی در Academic Writing Task 2 معمولاً معادل رسمی تک‌کلمه‌ای (مثل postpone به‌جای put off) انتخاب بهتری است.

  1. clock in phrasal verb

    (با کارت یا دستگاه) ساعت ورود به محل کار را ثبت کردن

    Speaking · Writing بدون مفعول

    record your arrival time at work

    ناگذر. متضاد: clock out (ثبت خروج). در آمریکا بیشتر punch in می‌گویند. اسم‌ها: a time clock (ساعت حضور و غیاب).

    Staff have to clock in before eight and clock out after five.

    کارکنان باید قبل از ساعت ۸ ورودشان را ثبت کنند و بعد از ساعت ۵ خروجشان را.

    • clock in at eight
    • clock in and out
    • clock in late
    • clock in on arrival
  2. sign in phrasal verb

    (هنگام ورود) نام و ساعت ورود را ثبت کردن

    Speaking · Writing بدون مفعول

    write your name on arrival

    ناگذر. متضاد: sign out. در فناوری، sign in to an account یعنی وارد حساب شدن (مثل log in)؛ اینجا یعنی ثبت دستی نام هنگام ورود به ساختمان یا مؤسسه.

    Visitors must sign in at reception and wear a badge.

    بازدیدکنندگان باید در پذیرش ورودشان را ثبت کنند و کارت شناسایی بزنند.

    • sign in at reception
    • sign in as a visitor
    • sign in here
    • sign in and out
    معناهای دیگر sign in (۱)
  3. call in sick phrasal verb

    تلفنی خبر دادن که بیمارم و سر کار نمی‌آیم

    Speaking بدون مفعول

    phone work to say you are ill

    این عبارت را همین‌طور حفظ کنید: sick صفت است و بعد از in می‌آید. در بریتانیا phone in sick هم می‌گویند. بعد از بهبودی: I'm back at work.

    He called in sick this morning, so I'm covering his shift.

    او امروز صبح زنگ زد و گفت بیمار است، برای همین من شیفتش را پوشش می‌دهم.

    • call in sick on Monday
    • call in sick again
    • phone in sick
    • call in sick for work
  4. take off phrasal verb

    (چند روز) مرخصی گرفتن

    Speaking · Writing جداشدنی

    have time away from work

    جداشدنی: take it off ✓ / take off it ✗. اسم مرخصی معمولاً وسط می‌آید: take Friday off ✓، take it off ✓. معنی‌های دیگر take off (درآوردن لباس، بلند شدن هواپیما) در دسته‌های دیگر است. رسمی‌تر: take leave (take annual leave).

    I'm going to take a few days off next month to visit my parents.

    ماه آینده می‌خواهم چند روز مرخصی بگیرم تا به پدر و مادرم سر بزنم.

    • take a day off
    • take Friday off
    • take time off work
    • take a week off
    معناهای دیگر take off (۳)
  5. dress up phrasal verb

    لباس رسمی و شیک پوشیدن

    Speaking بدون مفعول

    wear smart or formal clothes

    ناگذر. متضاد: dress down (راحت‌تر پوشیدن). در دسته‌ی خانه، dress up یعنی «لباس مبدل پوشیدن»؛ اینجا یعنی شیک‌تر از معمول پوشیدن. در نوشتار رسمی: dress formally / smartly.

    You don't need to dress up for the meeting — jeans are fine.

    برای جلسه لازم نیست شیک و رسمی بپوشی؛ شلوار جین هم اشکالی ندارد.

    • dress up for an interview
    • dress up for the occasion
    • no need to dress up
    • dress up smartly
    معناهای دیگر dress up (۱)

فقط ۵ واژه‌ی اول نمایش داده شد. این دسته ویژه‌ی مشترکان است.

دیدن طرح‌ها پلاس چه چیزهایی را باز می‌کند؟
پشتیبانی