often
UK/ˈɒfn/
US/ˈɔːfən/
معنی often به فارسی
۱اغلب، بیشتر وقتها
Meaning of often
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 MANY TIMES adverb A1
at many times, so that it happens again and again and not only now and then
فارسیاغلب، بیشتر وقتها
-
I often walk to work.
اغلب پیاده سر کار میروم.
همآیندها collocations- how often
- very often
- not often
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با often
- How often do the buses run? اتوبوسها هر چند وقت یک بار میآیند؟حملونقل و آدرسپرسی
- more often than not اغلب اوقات؛ در بیشتر مواردکار و شغل