saucepan

noun B1
UK/ˈsɔːspən/ US/ˈsɔːˌspæn/

معنی saucepan به فارسی

۱قابلمه‌ی کوچک دسته‌دار (برای پختن سس، برنج، سوپ)

Meaning of saucepan

معانی رایج این واژه برای زبان‌آموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.

  1. 1 COOKING noun [C] B1

    a deep metal bowl with one long handle that you put on a stove to boil rice or soup

    فارسیقابلمه‌ی کوچک دسته‌دار (برای پختن سس، برنج، سوپ)

    • Put the rice in a saucepan and cover it with cold water.

      برنج را در یک قابلمه بریزید و روی آن آب سرد بریزید.

    هم‌آیندها collocations
    • a large saucepan
    • a saucepan of water
    • a saucepan lid

    هم‌معنی pot

پشتیبانی