sure
معنی sure به فارسی
۱مطمئن۲حتماً؛ البته۳قطعی؛ حتمی
Meaning of sure
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 NO DOUBT adjective + that / + about / + of A1
feeling that you know something is true, with no doubt in your mind
فارسیمطمئن
-
Are you sure?
مطمئنی؟
همآیندها collocations- Are you sure?
- make sure
- I'm not sure
هممعنی certain, confident
-
-
2 YES adverb A2
a word you use to say yes or to agree to something
فارسیحتماً؛ البته
-
Can I sit here? Sure, there is a free seat.
میتوانم اینجا بنشینم؟ حتماً، یک صندلی خالی هست.
-
-
3 WILL HAPPEN adjective + to do A2
certain to happen or to do something
فارسیقطعی؛ حتمی
-
Tom is sure to win the game because he is so good.
تام حتماً بازی را میبرد چون خیلی خوب است.
هممعنی certain
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با sure
- make sure مطمئن شدن؛ حتماً کاری را کردنهمنشینهای make، do، take و have
- I'm not sure that would work مطمئن نیستم این جواب بدهد.محل کار و جلسهها
- I'm not sure I follow مطمئن نیستم منظورتان را فهمیده باشمزبان سخنرانی و سمینار
خانوادهی واژه
- surely
- unsure
- ensure
- reassure