try out
معنی try out به فارسی
۱امتحان کردن (چیز تازه، پیش از تصمیم گرفتن)۲در آزمون انتخابی شرکت کردن (برای عضویت در تیم یا گرفتن نقش)
Meaning of try out
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 TEST FIRST phrasal verb [T] B1
to use something new for a short time to see if it works well or suits you
فارسیامتحان کردن (چیز تازه، پیش از تصمیم گرفتن)
-
Can I try the camera out before I buy it?
میتوانم قبل از خرید دوربین را امتحان کنم؟
همآیندها collocations- try out a new phone
- try something out
- try out the product
- try out for a week
رسمیتر برای نوشتن test
-
-
2 JOIN TEAM phrasal verb + for B1
to show your skill in a test so a coach or director can choose you for a team or part
فارسیدر آزمون انتخابی شرکت کردن (برای عضویت در تیم یا گرفتن نقش)
-
Tom will try out for the school football team on Friday.
تام جمعه برای تیم فوتبال مدرسه در آزمون انتخابی شرکت میکند.
هممعنی audition
-