true

adjective A1
UK/truː/ US/truː/

comparative truersuperlative truest

معنی true به فارسی

۱درست، راست، واقعی

Meaning of true

معانی رایج این واژه برای زبان‌آموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.

  1. 1 NOT FALSE adjective A1

    agreeing with the facts; not false or wrong

    فارسیدرست، راست، واقعی

    • Is it true that you're moving to Isfahan?

      راست است که داری به اصفهان می‌روی؟

    هم‌آیندها collocations
    • true or false
    • a true story
    • come true

    متضاد false

عبارت‌ها و فعل‌های چندبخشی با true

خانواده‌ی واژه

پشتیبانی