true
UK/truː/
US/truː/
comparative truersuperlative truest
معنی true به فارسی
۱درست، راست، واقعی
Meaning of true
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 NOT FALSE adjective A1
agreeing with the facts; not false or wrong
فارسیدرست، راست، واقعی
-
Is it true that you're moving to Isfahan?
راست است که داری به اصفهان میروی؟
همآیندها collocations- true or false
- a true story
- come true
متضاد false
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با true
- that's so true خیلی درست میگویی؛ واقعاً همینطور استنظر دادن، موافقت و مخالفت
- while it is true that هرچند درست است کهتکههای استدلال در Task 2: موضع، امتیاز، علت و احتیاط
- It is true that درست است که ... (پذیرفتن یک نکتهی مخالف؛ بعدش «but»)سالمندی
- it is also true that همینطور درست است که …فرهنگ و سنت
- This is particularly true of این بهویژه دربارهی ... صدق میکندفناوری
- too good to be true آنقدر خوب که باورکردنی نیست (احتمالاً کلک است)تبلیغات
- hold true صادق بودن، برقرار بودناحتیاطگویی و موضع