usually

adverb A2
UK/ˈjuːʒuəli/ US/ˈjuːʒəwəli/

معنی usually به فارسی

۱معمولاً

Meaning of usually

معانی رایج این واژه برای زبان‌آموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.

  1. 1 MOST TIMES adverb A1

    most of the time; in most cases

    فارسیمعمولاً

    • I usually have tea with my breakfast.

      معمولاً با صبحانه‌ام چای می‌خورم.

    هم‌آیندها collocations
    • usually go
    • not usually
پشتیبانی