vacancy
معنی vacancy به فارسی
۱جای خالی شغلی، فرصت شغلی۲اتاق خالی (در هتل یا اقامتگاه)
Meaning of vacancy
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 JOB noun [C] B1
a job that nobody has now, so a company is looking for someone to do it
فارسیجای خالی شغلی، فرصت شغلی
-
The restaurant has a vacancy for a waiter at weekends.
این رستوران برای آخر هفتهها یک جای خالی برای گارسون دارد.
هممعنی opening
-
-
2 HOTEL ROOM noun [C] B1
a room in a hotel that is empty and ready for a guest
فارسیاتاق خالی (در هتل یا اقامتگاه)
-
We have only one vacancy left tonight, and it's a single room.
امشب فقط یک اتاق خالی داریم و آن هم اتاق یک نفره است.
همآیندها collocations- no vacancies
- have a vacancy
- a vacancy sign
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با vacancy
- job vacancy موقعیت شغلی خالی، فرصت استخداممصاحبهی شغلی و درخواست کار
خانوادهی واژه
- vacant