whole
UK/həʊl/
US/hoʊl/
معنی whole به فارسی
۱تمام، کل
Meaning of whole
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 ALL OF IT adjective the whole + noun A2
all of something, not just a part
فارسیتمام، کل
-
I watched the whole film without a break.
کل فیلم را یکسره دیدم.
همآیندها collocations- the whole day
- the whole family
- the whole world
متضاد partial, half
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با whole
- on the whole در مجموع، بهطور کلیاحتیاطگویی و موضع