فعلهای پرکاربرد: خواستن، نیاز داشتن، ساختن، پیدا کردن Top words: action verbs
دربارهی این ویدیو
بیستوشش فعل از پرکاربردترین کلمههای انگلیسی را در جملههای کوتاه یاد میگیری: want، need، like، make، think، give، find، use، put، keep، show، feel، tell، ask، call، try، start، finish، buy، learn، run، walk، wash، talk، love و forget. اول یک گفتگوی کوتاه را میشنوی، بعد هر فعل را با معنی و یک نمونه میبینی و تمرین میکنی.
این ویدیو بخشی از درس است؛ کارتهای آموزش، مثالها و جدولها را در صفحهی درس ببین.
در این ویدیو
- فعلهایی که هر روز میشنوی
- خواستن، نیاز داشتن، دوست داشتن
- دادن، پیدا کردن، نشان دادن
- سه کارِ هر روز
- بین دو فعل: یک کلمهی کوچک
- همین الگو در جملههای دیگر
- بقیهی کلمههای این درس
- دام اول: کلمهی کوچک جا نیفتد
- دام دُوُّم: بدون «به» و «از»
متن کامل ویدیو
گفتار معلم و جملههای انگلیسی، همانطور که در ویدیو گفته میشوند. روی زمانِ هر بند بزن تا ویدیو از همانجا پخش شود.
یه گفتگوی کوتاه پر از فعل. گوش کن؛ این فعلها تقریبا توی هر گفتگویی هستن. I want to learn English. I need help. Start today. Use English in this room. Try to talk. تا آخر این درس، چندتاشون رو راحت توی جمله میگی. خوش اومدی به درس تازه! اسم این درس: Top words: action verbs.
خواستن، دادن و پیدا کردن، کارهای هر روز، کلمهی کوچیک بین دو فعل، بقیهی فعلها، و دامها. اول چهار فعل برای خواستن و دوست داشتن. هر کدوم رو بشنو، معنیش رو ببین، و جمله رو تکرار کن. Want. این کلمه یعنی خواستن. توی جمله: I want tea. Need. معنیش میشه نیاز داشتن؛ لازم داشتن. گوش کن: I need water. Like.
یعنی دوست داشتن. حالا گوش کن: I like this book. Love. که میشه خیلی دوست داشتن؛ قویتر از کلمهی قبلی. توی جمله: I love pizza. حالا سه فعل دیگه. جملهای که با خود فعل شروع بشه، یه دستور یا درخواسته. Give. این کلمه یعنی دادن. توی جمله: Give me the pen. Find.
معنیش میشه پیدا کردن. گوش کن: I can't find my key. Show. یعنی نشان دادن. حالا گوش کن: Show me the page. و سه فعل برای کارهای هر روز. Call. این کلمه یعنی زنگ زدن؛ تماس گرفتن. توی جمله: Call Sarah tomorrow. Buy. معنیش میشه خریدن. گوش کن: Buy a ticket, please. Wash.
یعنی شستن. حالا گوش کن: I wash my car. بعد از «میخوام» و «لازم دارم»، اگه فعل دیگهای بیاد، یه کلمهی کوچیک بینشون میذاریم. گوش کن: I want to go to school. ولی اگه بعدش اسم بیاد، اون کلمهی کوچیک لازم نیست: I want tea. I need a pen. این کلمهی کوچیک اینجا به معنی «به» نیست؛ فقط نشون میده فعل بعدی داره میآد.
همین الگو رو توی جملههای دیگه هم میشنوی: She needs to call Sarah. I don't want to run. با او، فعل اول یه تکهی اضافه میگیره؛ ولی فعل دوم ساده میمونه. حالا بقیهی فعلهای این درس. معنیها رو ببین و گوش کن: Make, think, use, put, keep, feel, tell, ask. Try, start, finish, learn, run, walk, talk, forget.
توی فارسی بین «میخوام» و فعل بعدی کلمهای نیست؛ برای همین بعضیها این جملهی غلط رو میگن. ولی انگلیسی همیشه اون کلمهی کوچیک رو میخواد. جملهی درست رو گوش کن: I want to go. فارسی «به من» و «از او» داره؛ برای همین بعضیها یه حرف اضافه میذارن، مثل این جملهی غلط.
ولی بعد از دادن، گفتن، پرسیدن و زنگ زدن، انگلیسی مستقیم میگه «من» یا اسم. گوش کن: Give me a pen. Call Sarah. Ask Ryan. سؤال اول: میخوام چای درست کنم. کدوم جمله درسته؟ گزینهی اول. بین دو فعل کلمهی کوچیک هست، و فعل دوم ساده میمونه. سؤال بعدی: گوش کن؛ ازت خواستن چه کار کنی؟ Wash the apples, please.
ازت خواستن سیبها رو بشویی. جمله با یه دستور شروع شد. و آخری: از معلم بپرس. کدوم جمله درسته؟ گزینهی دوم. بعد از این فعل مستقیم اسم میآد؛ نه «از» و نه «به». بریم سراغ خلاصهی این درس. چهار نکته داریم. فعلهای خواستن، نیاز داشتن و دوست داشتن. فعلهایی مثل دادن، پیدا کردن، نشان دادن، زنگ زدن، خریدن و شستن.
فعل بعد از فعل، یه کلمهی کوچیک میخواد؛ بعد از اسم نه. و بعد از دادن، گفتن، پرسیدن و زنگ زدن، مستقیم «من» یا اسم میآد. آفرین! حالا برو سراغ تمرینهای همین درس.