کلمه‌های کوچک پرکاربرد: but، if، so، always، never Top words: little words

A1واژگان ۶ دقیقه ویدیو گام صفر: ۳۰۰ کلمه‌ی پرکاربرد در جمله

درباره‌ی این ویدیو

بیست‌وچهار کلمه‌ی کوچک ولی بسیار پرکاربرد را در جمله یاد می‌گیری: but، if، so، with، also، together، all، some، now، before، until، still، already، again، on، almost، very، really، only، just، maybe، always، often و never. اول یک گفتگوی کوتاه را می‌شنوی، بعد هر کلمه را با معنی و یک نمونه می‌بینی و تمرین می‌کنی.

این ویدیو بخشی از درس است؛ کارت‌های آموزش، مثال‌ها و جدول‌ها را در صفحه‌ی درس ببین.

در این ویدیو

  1. کلمه‌های کوچک، جمله‌های بزرگ
  2. چهار کلمه‌ی وصل‌کننده
  3. چهار کلمه درباره‌ی زمان
  4. همیشه، اغلب، هرگز، فقط
  5. همیشه، اغلب و هرگز کجا می‌نشینند؟
  6. بقیه‌ی کلمه‌های این درس
  7. دام اول: هرگز خودش منفی است
  8. دام دُوُّم: خیلی یا واقعاً؟

متن کامل ویدیو

گفتار معلم و جمله‌های انگلیسی، همان‌طور که در ویدیو گفته می‌شوند. روی زمانِ هر بند بزن تا ویدیو از همان‌جا پخش شود.

این دو دوست توی حرف‌هاشون یه عالمه کلمه‌ی کوچیک دارن. گوش کن: I always drink tea before school, but I never drink coffee. Really? I often drink coffee with some milk. I don't like tea. این کلمه‌ها کوچیکن، ولی بدونشون نمی‌شه درست حرف زد. خوش اومدی به درس تازه! اسم این درس: Top words: little words.

کلمه‌هایی که وصل می‌کنن، کلمه‌هایی برای زمان، همیشه و هرگز، جای این کلمه‌ها، بقیه‌ی کلمه‌ها، و دام‌ها. اول چهار کلمه‌ی کوچیک که جمله‌ها رو به هم وصل می‌کنن. هر کدوم رو بشنو و جمله‌ش رو تکرار کن. But. این کلمه یعنی اما؛ ولی. توی جمله: I can swim, but I can't drive. If.

معنیش می‌شه اگر. گوش کن: Call me if you need help. So. یعنی پس؛ برای همین. حالا گوش کن: It's cold, so close the window. Also. که می‌شه هم؛ همچنین. توی جمله: I also like football. حالا چهار کلمه درباره‌ی زمان: کی و تا کی. Before. این کلمه یعنی قبل از. توی جمله: I drink tea before breakfast. Until.

معنیش می‌شه تا؛ برای زمان. گوش کن: I work until six. Already. یعنی قبلا؛ از قبل. حالا گوش کن: I already know this word. Again. که می‌شه دوباره. توی جمله: Say it again, please. و چهار کلمه درباره‌ی این‌که هر چند وقت یک بار، و چقدر. Always. این کلمه یعنی همیشه. توی جمله: Sarah always eats breakfast. Often.

معنیش می‌شه اغلب؛ خیلی وقت‌ها. گوش کن: I often walk to school. Never. یعنی هرگز؛ هیچ‌وقت. حالا گوش کن: I never watch TV. Only. که می‌شه فقط؛ تنها. توی جمله: I only have one pen. کلمه‌های همیشه، اغلب و هرگز معمولا قبل از فعل اصلی می‌شینن: I always drink tea.

ولی بعد از فعل بودن، یعنی هستم و هست و هستیم، می‌شینن: Sarah is always here. پس: قبل از فعل اصلی، ولی بعد از فعل بودن. حالا بقیه‌ی کلمه‌های این درس. معنی‌ها رو ببین و گوش کن: With, together, all, some, now, still. On, almost, just, maybe. فارسی می‌گه «هیچ‌وقت چای نمی‌خورم» و فعل هم منفیه؛ برای همین بعضی‌ها دو بار منفی می‌کنن، مثل این جمله‌ی غلط.

ولی توی انگلیسی، خود این کلمه منفیه و فعل مثبت می‌مونه. گوش کن: I never drink tea. فارسی «خیلی دوستش دارم» می‌گه؛ برای همین بعضی‌ها کلمه‌ی خیلی رو درست قبل از فعل می‌ذارن، مثل این جمله‌ی غلط. با فعل باید بگی واقعا. گوش کن: I really like it. و کلمه‌ی خیلی رو فقط قبل از صفت بذار. گوش کن: The book is very big.

سؤال اول: گوش کن؛ گوینده چی می‌گه؟ I also want tea. کلمه‌ی وسط جمله یعنی هم؛ پس: چای هم می‌خوام. سؤال بعدی: گوش کن؛ ازت خواستن چه کار کنی؟ Wait until nine. کلمه‌ی کوچیک قبل از عدد یعنی تا؛ پس: تا ساعت نه صبر کن. و آخری: من هیچ‌وقت چای نمی‌خورم. کدوم جمله درسته؟

گزینه‌ی آخری. خود این کلمه منفیه، پس فعل مثبت می‌مونه. بریم سراغ خلاصه‌ی این درس. چهار نکته داریم. کلمه‌های اما، اگر، پس و هم، که جمله‌ها رو به هم وصل می‌کنن. کلمه‌های قبل از، تا، قبلا و دوباره، برای زمان. همیشه، اغلب، هرگز و فقط، که معمولا قبل از فعل اصلی می‌شینن.

و دو تا دام: هرگز خودش منفیه، و با فعل باید بگی واقعا. آفرین! حالا برو سراغ تمرین‌های همین درس.