گام صفر: ۳۰۰ کلمه‌ی پرکاربرد در جمله

کلمه‌های کوچک پرکاربرد: but، if، so، always، never

Top words: little words

بیست‌وچهار کلمه‌ی کوچک ولی بسیار پرکاربرد را در جمله یاد می‌گیری: but، if، so، with، also، together، all، some، now، before، until، still، already، again، on، almost، very، really، only، just، maybe، always، often و never. اول یک گفتگوی کوتاه را می‌شنوی، بعد هر کلمه را با معنی و یک نمونه می‌بینی و تمرین می‌کنی.

A1سطح
واژگانمهارت
۸′دقیقه
۱۴تمرین
نسخه‌ی آزمایشی؛ در حال بازبینی معلم

گام ۱ از ۵

کلمه‌های کوچک، جمله‌های بزرگ

کلمه‌های کوچکی مثل but، if و always معنی سنگینی ندارند، ولی جمله‌ها را به هم وصل می‌کنند و بدون آن‌ها نمی‌شود درست حرف زد. در سه جدول بعدی بیست‌وچهار کلمه‌ی کوچک می‌بینی، هر کدام با یک جمله‌ی کوتاه؛ هر کلمه را همراه جمله‌اش یاد بگیر. یک جای مهم را از همین حالا بدان: always، often و never معمولاً قبل از فعل اصلی می‌آیند (I always drink tea)، ولی بعد از am / is / are می‌نشینند (Sarah is always here).

  • I always drink tea.من همیشه چای می‌نوشم.
  • Sarah is always here.سارا همیشه اینجاست.

گام ۲ از ۵

گروه اول: وصل کردن و با هم بودن

کلمهمعنیجملهترجمه‌ی جمله
butاما، ولیI can swim, but I can't drive.شنا بلدم، اما رانندگی بلد نیستم.
ifاگرCall me if you need help.اگر کمک لازم داری، به من زنگ بزن.
soپس، برای همینIt's cold, so close the window.هوا سرد است، پس پنجره را ببند.
withباTea with milk, please.چای با شیر، لطفاً.
alsoهم، همچنینI also like football.من فوتبال را هم دوست دارم.
togetherبا همWe study together.ما با هم درس می‌خوانیم.
allهمه، همه‌ی (We all = همه‌ی ما)All the books are here.همه‌ی کتاب‌ها اینجا هستند.
someکمی، مقداری، چند تاI want some water.کمی آب می‌خواهم.

گام ۳ از ۵

گروه دوم: کِی و تا کِی؟

کلمهمعنیجملهترجمه‌ی جمله
nowحالا، الانI'm at school now.الان در مدرسه‌ام.
beforeقبل ازI drink tea before breakfast.قبل از صبحانه چای می‌نوشم.
untilتا (برای زمان)I work until six.تا ساعت شش کار می‌کنم.
stillهنوزSarah is still here.سارا هنوز اینجاست.
alreadyقبلاً، از قبلI already know this word.این کلمه را قبلاً می‌دانم.
againدوبارهSay it again, please.لطفاً دوباره بگو.
onروی؛ در روزِ …See you on Monday.دوشنبه می‌بینمت.
almostتقریباً، نزدیکIt's almost ten.تقریباً ساعت ده است.

گام ۴ از ۵

گروه سوم: چقدر و هر چند وقت یک بار؟

کلمهمعنیجملهترجمه‌ی جمله
veryخیلیThe book is very big.کتاب خیلی بزرگ است.
reallyواقعاً، خیلیI really like this book.این کتاب را واقعاً دوست دارم.
onlyفقط، تنهاI only have one pen.فقط یک خودکار دارم.
justفقط، همینIt's just a key.فقط یک کلید است.
maybeشایدMaybe tomorrow.شاید فردا.
alwaysهمیشهSarah always eats breakfast.سارا همیشه صبحانه می‌خورد.
oftenاغلب، خیلی وقت‌هاI often walk to school.اغلب پیاده به مدرسه می‌روم.
neverهرگز، هیچ‌وقتI never watch TV.هیچ‌وقت تلویزیون تماشا نمی‌کنم.

گام ۵ از ۵

دام فارسی‌زبان‌ها: never، very و جای کلمه‌ها

(۱) در فارسی می‌گوییم «هیچ‌وقت چای نمی‌خورم» و خود فعل هم منفی است، ولی در انگلیسی never خودش منفی است و فعل مثبت می‌ماند: I never drink tea، نه I don't never drink tea. (۲) در فارسی «خیلی دوستش دارم» می‌گوییم، ولی very با فعل نمی‌آید: I very like it غلط است؛ بگو I really like it. very قبل از صفت می‌آید (very big، very cold) و مستقیم قبل از فعل نمی‌آید. (۳) always، often و never معمولاً قبل از فعل اصلی می‌نشینند: I always eat breakfast، نه I eat always breakfast؛ ولی بعد از am / is / are: She is always here. (۴) on دو کاربرد مهم دارد: روی چیزی (on the table) و روز هفته (on Monday).

متن شنیداری: Tea and English

نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)

Ryan: I always drink tea before school, but I never drink coffee. Sarah: Really? I often drink coffee with some milk. I don't like tea. Ryan: Maybe try it again. If you like it, we can drink it together. Sarah: Okay! It's almost nine, so we can start now. I already know all the words, but I still need help.

ترجمه‌ی فارسی

رایان: من همیشه قبل از مدرسه چای می‌نوشم، اما هرگز قهوه نمی‌نوشم. سارا: واقعاً؟ من اغلب قهوه را با کمی شیر می‌نوشم. چای را دوست ندارم. رایان: شاید دوباره امتحانش کنی. اگر دوستش داشتی، می‌توانیم با هم بنوشیمش. سارا: باشه! تقریباً ساعت نه است، پس می‌توانیم الان شروع کنیم. من همه‌ی کلمه‌ها را از قبل بلدم، ولی هنوز کمک لازم دارم.

شروع تمرین‌ها (۱۴ تمرین، حدود ۸ دقیقه) بدون ثبت‌نام هم می‌توانی تمرین کنی؛ برای ذخیره‌ی پیشرفت وارد شو.

درس‌های این بخش: گام صفر: ۳۰۰ کلمه‌ی پرکاربرد در جمله

  1. فعل‌های پرکاربرد: خواستن، نیاز داشتن، ساختن، پیدا کردن
  2. کلمه‌های کوچک پرکاربرد: but، if، so، always، never
  3. آدم‌ها و چیزها: خانواده، خانه، شهر، پول، شغل
  4. توصیف کردن: خسته، گرسنه، آسان، سخت، مهم، عالی