گام صفر: ۳۰۰ کلمهی پرکاربرد در جمله
کلمههای کوچک پرکاربرد: but، if، so، always، never
Top words: little words
بیستوچهار کلمهی کوچک ولی بسیار پرکاربرد را در جمله یاد میگیری: but، if، so، with، also، together، all، some، now، before، until، still، already، again، on، almost، very، really، only، just، maybe، always، often و never. اول یک گفتگوی کوتاه را میشنوی، بعد هر کلمه را با معنی و یک نمونه میبینی و تمرین میکنی.
گام ۱ از ۵
کلمههای کوچک، جملههای بزرگ
کلمههای کوچکی مثل but، if و always معنی سنگینی ندارند، ولی جملهها را به هم وصل میکنند و بدون آنها نمیشود درست حرف زد. در سه جدول بعدی بیستوچهار کلمهی کوچک میبینی، هر کدام با یک جملهی کوتاه؛ هر کلمه را همراه جملهاش یاد بگیر. یک جای مهم را از همین حالا بدان: always، often و never معمولاً قبل از فعل اصلی میآیند (I always drink tea)، ولی بعد از am / is / are مینشینند (Sarah is always here).
- I always drink tea.من همیشه چای مینوشم.
- Sarah is always here.سارا همیشه اینجاست.
گام ۲ از ۵
گروه اول: وصل کردن و با هم بودن
| کلمه | معنی | جمله | ترجمهی جمله |
|---|---|---|---|
| but | اما، ولی | I can swim, but I can't drive. | شنا بلدم، اما رانندگی بلد نیستم. |
| if | اگر | Call me if you need help. | اگر کمک لازم داری، به من زنگ بزن. |
| so | پس، برای همین | It's cold, so close the window. | هوا سرد است، پس پنجره را ببند. |
| with | با | Tea with milk, please. | چای با شیر، لطفاً. |
| also | هم، همچنین | I also like football. | من فوتبال را هم دوست دارم. |
| together | با هم | We study together. | ما با هم درس میخوانیم. |
| all | همه، همهی (We all = همهی ما) | All the books are here. | همهی کتابها اینجا هستند. |
| some | کمی، مقداری، چند تا | I want some water. | کمی آب میخواهم. |
گام ۳ از ۵
گروه دوم: کِی و تا کِی؟
| کلمه | معنی | جمله | ترجمهی جمله |
|---|---|---|---|
| now | حالا، الان | I'm at school now. | الان در مدرسهام. |
| before | قبل از | I drink tea before breakfast. | قبل از صبحانه چای مینوشم. |
| until | تا (برای زمان) | I work until six. | تا ساعت شش کار میکنم. |
| still | هنوز | Sarah is still here. | سارا هنوز اینجاست. |
| already | قبلاً، از قبل | I already know this word. | این کلمه را قبلاً میدانم. |
| again | دوباره | Say it again, please. | لطفاً دوباره بگو. |
| on | روی؛ در روزِ … | See you on Monday. | دوشنبه میبینمت. |
| almost | تقریباً، نزدیک | It's almost ten. | تقریباً ساعت ده است. |
گام ۴ از ۵
گروه سوم: چقدر و هر چند وقت یک بار؟
| کلمه | معنی | جمله | ترجمهی جمله |
|---|---|---|---|
| very | خیلی | The book is very big. | کتاب خیلی بزرگ است. |
| really | واقعاً، خیلی | I really like this book. | این کتاب را واقعاً دوست دارم. |
| only | فقط، تنها | I only have one pen. | فقط یک خودکار دارم. |
| just | فقط، همین | It's just a key. | فقط یک کلید است. |
| maybe | شاید | Maybe tomorrow. | شاید فردا. |
| always | همیشه | Sarah always eats breakfast. | سارا همیشه صبحانه میخورد. |
| often | اغلب، خیلی وقتها | I often walk to school. | اغلب پیاده به مدرسه میروم. |
| never | هرگز، هیچوقت | I never watch TV. | هیچوقت تلویزیون تماشا نمیکنم. |
گام ۵ از ۵
دام فارسیزبانها: never، very و جای کلمهها
(۱) در فارسی میگوییم «هیچوقت چای نمیخورم» و خود فعل هم منفی است، ولی در انگلیسی never خودش منفی است و فعل مثبت میماند: I never drink tea، نه I don't never drink tea. (۲) در فارسی «خیلی دوستش دارم» میگوییم، ولی very با فعل نمیآید: I very like it غلط است؛ بگو I really like it. very قبل از صفت میآید (very big، very cold) و مستقیم قبل از فعل نمیآید. (۳) always، often و never معمولاً قبل از فعل اصلی مینشینند: I always eat breakfast، نه I eat always breakfast؛ ولی بعد از am / is / are: She is always here. (۴) on دو کاربرد مهم دارد: روی چیزی (on the table) و روز هفته (on Monday).
متن شنیداری: Tea and English
نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)
Ryan: I always drink tea before school, but I never drink coffee. Sarah: Really? I often drink coffee with some milk. I don't like tea. Ryan: Maybe try it again. If you like it, we can drink it together. Sarah: Okay! It's almost nine, so we can start now. I already know all the words, but I still need help.
ترجمهی فارسی
رایان: من همیشه قبل از مدرسه چای مینوشم، اما هرگز قهوه نمینوشم. سارا: واقعاً؟ من اغلب قهوه را با کمی شیر مینوشم. چای را دوست ندارم. رایان: شاید دوباره امتحانش کنی. اگر دوستش داشتی، میتوانیم با هم بنوشیمش. سارا: باشه! تقریباً ساعت نه است، پس میتوانیم الان شروع کنیم. من همهی کلمهها را از قبل بلدم، ولی هنوز کمک لازم دارم.
درسهای این بخش: گام صفر: ۳۰۰ کلمهی پرکاربرد در جمله
- فعلهای پرکاربرد: خواستن، نیاز داشتن، ساختن، پیدا کردن
- کلمههای کوچک پرکاربرد: but، if، so، always، never
- آدمها و چیزها: خانواده، خانه، شهر، پول، شغل
- توصیف کردن: خسته، گرسنه، آسان، سخت، مهم، عالی