واژههای روزمره (A1)
بیماری: هشت واژه برای وقتی حالت خوب نیست
Feeling ill: eight words for when you are not well
هشت واژهی بیماری: headache، cough، fever، sore، ill، medicine، pharmacy و rest. در گفتوگوی کوتاه دو دوست میبینیشان، یاد میگیری چه وقت a میگذاری و چه وقت take medicine میگویی، و با ۱۷ تمرین به کار میبری.
گام ۱ از ۴
بیماری را چطور بگوییم: have a ... یا be ...
برای دردها و نشانهها فعل have را با a و اسم میگوییم: I have a headache، I have a cough، I have a fever. برای حال کلی از be یا feel با صفت ill استفاده میکنیم: I am ill، I feel ill. برای گلو و ماهیچه از صفت sore کمک میگیریم: a sore throat. بعد از have و پیش از اسمهایی مثل headache، a لازم است؛ فارسی حرف تعریف ندارد و همین باعث میشود فراموش کنیم.
- I have a headache.سردرد دارم.
- My brother feels ill today.برادرم امروز احساس بیماری میکند.
گام ۲ از ۴
هشت واژهی این درس
| واژه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| headache | سردرد | Mum has a bad headache today. |
| cough | سرفه | The baby has a dry cough. |
| fever | تب | My son has a high fever. |
| sore | دردناک، ملتهب (گلو، ماهیچه، پا) | Her feet are sore after the walk. |
| ill | بیمار، مریض | My brother is ill today. |
| medicine | دارو | Take this medicine after lunch. |
| pharmacy | داروخانه | The pharmacy is next to the bank. |
| rest | استراحت کردن | You are tired. Rest for ten minutes. |
گام ۳ از ۴
دام فارسیزبانها
اول، «دارو خوردن» در فارسی «خوردن» دارد، ولی انگلیسی take medicine میگوید؛ eat medicine یا drink medicine غلط است. دوم، headache و fever و cough اسم شمارا هستند و بعد از have به a نیاز دارند: I have a fever، نه I have fever. سوم، «گلودرد» در انگلیسی a sore throat است؛ throat pain رایج نیست. چهارم، ph در pharmacy مثل f خوانده میشود و gh در cough هم /f/ است: cough مثل «کاف» خوانده میشود، نه «کاگ».
گام ۴ از ۴
نکته: ill و sick
ill بیشتر بعد از فعل میآید: She is ill، I feel ill. پیش از اسم معمولاً sick میگویند: a sick child. در انگلیسی امریکایی sick در هر دو جا رایجتر است. در گفتوگوی بریتانیایی به pharmacy اغلب the chemist's هم میگویند.
- He is ill and in bed.او بیمار است و توی تخت است.
- The sick child needs a rest.بچهی بیمار به استراحت نیاز دارد.
متن شنیداری: You look ill
نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)
Tom: Hi, Sarah. You look ill. What is wrong? Sarah: I have a headache and a bad cough. Tom: Do you have a fever too? Sarah: Yes, I do. And I have a sore throat. Tom: Oh no. Do you have any cough medicine? Sarah: No, I don't. Tom: I can go to the pharmacy. It is near here. Sarah: Thank you, Tom. You are very kind. Tom: Now go to bed and rest. I'll be back in half an hour. Sarah: OK. I feel ill, so I need to rest.
ترجمهی فارسی
تام: سلام سارا. بیمار به نظر میآیی. چه شده؟ سارا: سردرد دارم و سرفهی بدی هم دارم. تام: تب هم داری؟ سارا: بله، دارم. گلودرد هم دارم. تام: وای نه. داروی سرفه داری؟ سارا: نه، ندارم. تام: میتوانم به داروخانه بروم. نزدیک اینجاست. سارا: ممنون تام. خیلی مهربانی. تام: حالا برو توی تخت و استراحت کن. نیم ساعت دیگر برمیگردم. سارا: باشه. حالم بد است، پس باید استراحت کنم.
درسهای این بخش: واژههای روزمره (A1)
- اعضای بدن: هشت واژه از سر تا پا
- بیماری: هشت واژه برای وقتی حالت خوب نیست
- لباس: هشت واژه برای پوشیدن و درآوردن
- خانه: هشت واژه برای اتاقها و وسیلهها
- شغلها و جاهای کار: هشت واژه برای گفتن «چه کارهای؟»
واژههای بیشتر میخواهی؟
واژههای این موضوع را با معنی فارسی، جملهی نمونه و مرور فاصلهدار در بخش «واژهها» داری؛ هر روز چند واژهی تازه و مرور واژههای قبلی.
- بدن و سلامت ۳۳ واژه · A1