گام صفر: ۳۰۰ کلمه‌ی پرکاربرد در جمله

آدم‌ها و چیزها: خانواده، خانه، شهر، پول، شغل

Top words: people and things

بیست‌وپنج کلمه‌ی پرکاربرد درباره‌ی آدم‌ها و چیزها را در جمله یاد می‌گیری: friend، family، mother، father، brother، sister، son، daughter، husband، wife، baby، neighbour و همین‌طور year، week، home، city، place، thing، life، world، money، number، job، food و problem. اول گفتگوی کوتاهی درباره‌ی یک خانواده را می‌شنوی، بعد هر کلمه را با معنی و یک نمونه می‌بینی و تمرین می‌کنی.

A1سطح
واژگانمهارت
۸′دقیقه
۱۴تمرین
نسخه‌ی آزمایشی؛ در حال بازبینی معلم

گام ۱ از ۵

بیست‌وپنج کلمه برای آدم‌ها و چیزها

در دو جدول بعدی اول دوازده کلمه درباره‌ی آدم‌ها و خانواده می‌بینی، بعد سیزده کلمه درباره‌ی جا، زمان و چیزها. هر کلمه را همراه جمله‌اش یاد بگیر. این کلمه‌ها معمولاً با یکی از دو الگو می‌آیند: (۱) a یا an قبل از یک نفر یا یک چیز، مثل a brother و a job (همان قاعده‌ی درس a و an: an قبل از صدای صدادار مثل an apple، و a قبل از بقیه مثل a desk). (۲) my یا your قبل از کلمه، مثل my mother و your number. برای بیشتر این کلمه‌ها جمع با s ساخته می‌شود: friend، friends.

  • This is my sister.این خواهر من است.
  • I have a friend.یک دوست دارم.

گام ۲ از ۵

گروه اول: دوازده کلمه درباره‌ی آدم‌ها

کلمهمعنیجملهترجمه‌ی جمله
friendدوستRyan is my friend.رایان دوست من است.
familyخانوادهI love my family.خانواده‌ام را خیلی دوست دارم.
motherمادرMy mother is a teacher.مادرم معلم است.
fatherپدرMy father works in a bank.پدرم در بانک کار می‌کند.
brotherبرادرI have a brother.یک برادر دارم.
sisterخواهرMy sister can drive.خواهرم رانندگی بلد است.
sonپسر (فرزند)؛ هم‌آوا با sunWe have a son.ما یک پسر داریم.
daughterدختر (فرزند)They have a daughter.آن‌ها یک دختر دارند.
husbandشوهر (همسر مرد)My husband is a doctor.شوهرم دکتر است.
wifeهمسر (زن)My wife works in a hospital.همسرم در بیمارستان کار می‌کند.
babyنوزاد، بچه‌ی کوچکThe baby drinks milk.بچه شیر می‌خورد.
neighbourهمسایه (در آمریکا: neighbor)My neighbour is nice.همسایه‌ام آدم خوبی است.

گام ۳ از ۵

گروه دوم: سیزده کلمه درباره‌ی جا، زمان و چیزها

کلمهمعنیجملهترجمه‌ی جمله
yearسالThere are twelve months in a year.در یک سال دوازده ماه هست.
weekهفتهThere are seven days in a week.در یک هفته هفت روز هست.
homeخانه، منزلI go home at six.ساعت شش به خانه می‌روم.
cityشهرTehran is a big city.تهران شهر بزرگی است.
placeجا، مکانThis is a nice place.اینجا جای خوبی است.
thingچیزWhat is that thing?آن چیز چیست؟
lifeزندگیMy life is good.زندگی‌ام خوب است.
worldدنیا، جهانThe world is big.دنیا بزرگ است.
moneyپولI need some money.کمی پول لازم دارم.
numberشماره، عددGive me your number, please.لطفاً شماره‌ات را به من بده.
jobشغل، کار (پیشه)I have a new job.یک شغل جدید دارم.
foodغذا، خوراکI like Iranian food.غذای ایرانی را دوست دارم.
problemمشکلI have a problem.یک مشکل دارم.

گام ۴ از ۵

home: بدون to و بدون the

در فارسی می‌گوییم «به خانه می‌روم» و «در خانه‌ام»، ولی در انگلیسی بعد از go کلمه‌ی home مستقیم می‌آید، بدون to: I go home. برای «در خانه» هم می‌گوییم at home، نه at the home. اگر درباره‌ی خود ساختمان حرف می‌زنی، house هم داری که قبلاً دیدی: a big house.

  • I'm at home.من در خانه‌ام.
  • Sarah goes home.سارا به خانه می‌رود.
  • Come home, please.لطفاً به خانه بیا.

گام ۵ از ۵

دام فارسی‌زبان‌ها: دختر، همسر و پول

(۱) «دختر» در فارسی هم girl است و هم daughter. girl هر دختری است، ولی daughter فقط دخترِ یک پدر یا مادر است. «پسر» هم دو معنی دارد (پسربچه و فرزند): son پسرِ یک پدر یا مادر است. (۲) برای «همسر» فارسی یک کلمه‌ی مشترک دارد، ولی انگلیسی دو کلمه: wife و husband. (۳) money و food معمولاً بدون a و بدون s می‌آیند: some money، some food، نه a money. (۴) در neighbour حرف‌های gh صدا ندارند؛ آمریکایی‌ها آن را neighbor می‌نویسند.

متن شنیداری: My family

نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)

Nick: Is this your family, Molly? Molly: Yes. My mother and father live in Shiraz. My husband and son are at home. My sister has a baby, and my brother has a job. Nick: Do you like this city? Molly: It's a nice place. My neighbour is my friend. Life is good here. Nick: Good! What's your number? I want to call you this week.

ترجمه‌ی فارسی

نیک: این خانواده‌ی توست، مالی؟ مالی: بله. مادر و پدرم در شیراز زندگی می‌کنند. شوهر و پسرم در خانه‌اند. خواهرم بچه‌ی کوچکی دارد و برادرم شغل دارد. نیک: از این شهر خوشت می‌آید؟ مالی: جای خوبی است. همسایه‌ام دوست من است. اینجا زندگی خوب است. نیک: خوب! شماره‌ات چند است؟ می‌خواهم این هفته به تو زنگ بزنم.

شروع تمرین‌ها (۱۴ تمرین، حدود ۸ دقیقه) بدون ثبت‌نام هم می‌توانی تمرین کنی؛ برای ذخیره‌ی پیشرفت وارد شو.

درس‌های این بخش: گام صفر: ۳۰۰ کلمه‌ی پرکاربرد در جمله

  1. فعل‌های پرکاربرد: خواستن، نیاز داشتن، ساختن، پیدا کردن
  2. کلمه‌های کوچک پرکاربرد: but، if، so، always، never
  3. آدم‌ها و چیزها: خانواده، خانه، شهر، پول، شغل
  4. توصیف کردن: خسته، گرسنه، آسان، سخت، مهم، عالی