گام صفر: ۳۰۰ کلمهی پرکاربرد در جمله
توصیف کردن: خسته، گرسنه، آسان، سخت، مهم، عالی
Top words: describing
بیستوپنج صفت و کلمهی توصیفی پرکاربرد را در جمله یاد میگیری: happy، tired، hungry، sick، busy، ready، free، young، late، early، first، other، every، same، different، easy، hard، right، wrong، important، beautiful، great، full، clean و dirty. اول گفتگوی کوتاهی در اولین روز کار را میشنوی، بعد هر کلمه را با معنی و یک نمونه میبینی و تمرین میکنی.
گام ۱ از ۵
بیستوپنج صفت و کلمهی توصیفی
کلمههایی مثل tired، easy و great که حال یا ویژگی آدم و چیز را میگویند «صفت» هستند و در سه جدول بعدی همراه یک جمله میآیند. اینها دو جا مینشینند: (۱) بعد از am / is / are: I'm tired. (۲) قبل از اسم: a great place؛ و اگر صفت با صدای صدادار شروع شود، an میگذاریم: an easy job. صفت جمع و مؤنث و مذکر ندارد: happy برای زن، مرد و چند نفر یکی است. چند کلمهی جدول (مثل first، other و every) صفت ساده نیستند و بیشتر قبل از اسم میآیند، ولی همراه جمله یاد گرفتنشان همان روش را دارد.
- She is happy.او (زن) خوشحال است.
- It's an easy job.شغل آسانی است.
گام ۲ از ۵
گروه اول: حال و وضع آدمها
| کلمه | معنی | جمله | ترجمهی جمله |
|---|---|---|---|
| happy | خوشحال، شاد | I'm happy today. | امروز خوشحالم. |
| tired | خسته | Ryan is tired. | رایان خسته است. |
| hungry | گرسنه | Are you hungry? | گرسنهای؟ |
| sick | مریض، بیمار (در بریتانیا: ill هم) | Sarah is sick today. | سارا امروز مریض است. |
| busy | مشغول، سرم شلوغ | I'm busy on Monday. | دوشنبه سرم شلوغ است. |
| ready | آماده | Dinner is ready. | شام آماده است. |
| free | رایگان؛ وقت آزاد داشتن | The tea is free. Are you free on Monday? | چای رایگان است. دوشنبه وقت داری؟ |
| young | جوان | My brother is young. | برادرم جوان است. |
گام ۳ از ۵
گروه دوم: زمان، ترتیب و فرق
| کلمه | معنی | جمله | ترجمهی جمله |
|---|---|---|---|
| late | دیر | Sorry, I'm late! | ببخشید، دیر کردهام! |
| early | زود | We start early. | ما زود شروع میکنیم. |
| first | اول، اولین | Today is my first day. | امروز اولین روز من است. |
| other | دیگر، آن یکی | The other bag is red. | آن کیفِ دیگر قرمز است. |
| every | هر | I drink tea every day. | هر روز چای مینوشم. |
| same | همان، یکسان | It's the same book. | همان کتاب است. |
| different | فرق دارد، متفاوت | Tea and coffee are different. | چای و قهوه فرق دارند. |
گام ۴ از ۵
گروه سوم: دربارهی چیزها و کارها
| کلمه | معنی | جمله | ترجمهی جمله |
|---|---|---|---|
| easy | آسان | The job is easy. | کار آسان است. |
| hard | سخت، دشوار (= difficult)؛ در a hard bed یعنی «سفت» | This word is hard. | این کلمه سخت است. |
| right | درست (جز معنی «راست» که قبلاً دیدی) | That's right! | درست است! |
| wrong | اشتباه، غلط | Sorry, wrong number. | ببخشید، شماره اشتباه است. |
| important | مهم | Water is important. | آب مهم است. |
| beautiful | زیبا | Shiraz is a beautiful city. | شیراز شهر زیبایی است. |
| great | عالی، بسیار خوب | This is a great place. | اینجا جای عالی است. |
| full | پر؛ (دربارهی آدم) سیر | I'm full, thanks. | سیر شدم، ممنون. |
| clean | تمیز | The kitchen is clean. | آشپزخانه تمیز است. |
| dirty | کثیف | My car is dirty. | ماشینم کثیف است. |
گام ۵ از ۵
دام فارسیزبانها: right، am / is / are و same
(۱) «حق با توست» را کلمهبهکلمه ترجمه نکن: You have right غلط است؛ بگو You're right. (۲) در فارسی «ـم» به آخر کلمه میچسبد («خستهام»، «گرسنهام»)، ولی در انگلیسی am / is / are جدا میآید: I'm tired، نه I tired. (۳) same معمولاً با the میآید: the same book. (۴) sick در آمریکا یعنی «مریض». در بریتانیا برای «مریض» بیشتر ill میگویند (I'm ill)، و I feel sick معمولاً یعنی «حالت تهوع دارم».
متن شنیداری: The first day
نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)
Paula: Hi Alex! It's your first day. You're early, not late. Are you ready? Alex: Yes, I'm happy, but I'm tired and hungry. Is this the right door? Paula: No, that's the wrong door. Every day is busy here, but the job is easy. Alex: Is it the same every day? Paula: No, it's different. It's an important job, and the people are great.
ترجمهی فارسی
پائولا: سلام الکس! امروز اولین روز توست. زود آمدهای، نه دیر. آمادهای؟ الکس: بله، خوشحالم، ولی خسته و گرسنهام. این در درست است؟ پائولا: نه، آن در اشتباه است. اینجا هر روز شلوغ است، ولی کار آسان است. الکس: هر روز یکسان است؟ پائولا: نه، فرق میکند. شغل مهمی است و آدمها عالیاند.
درسهای این بخش: گام صفر: ۳۰۰ کلمهی پرکاربرد در جمله
- فعلهای پرکاربرد: خواستن، نیاز داشتن، ساختن، پیدا کردن
- کلمههای کوچک پرکاربرد: but، if، so، always، never
- آدمها و چیزها: خانواده، خانه، شهر، پول، شغل
- توصیف کردن: خسته، گرسنه، آسان، سخت، مهم، عالی