گام صفر: ۳۰۰ کلمهی پرکاربرد در جمله
فعلهای پرکاربرد: خواستن، نیاز داشتن، ساختن، پیدا کردن
Top words: action verbs
بیستوشش فعل از پرکاربردترین کلمههای انگلیسی را در جملههای کوتاه یاد میگیری: want، need، like، make، think، give، find، use، put، keep، show، feel، tell، ask، call، try، start، finish، buy، learn، run، walk، wash، talk، love و forget. اول یک گفتگوی کوتاه را میشنوی، بعد هر فعل را با معنی و یک نمونه میبینی و تمرین میکنی.
گام ۱ از ۵
بیستوشش فعل پرکاربرد، هر کدام در یک جمله
این فعلها از پرکاربردترین کلمههای انگلیسیاند و تقریباً در هر گفتگویی میشنویشان. هر فعل را همراه یک جملهی کوتاه یاد بگیر، نه تنها. در دو جدول بعدی هر فعل را با معنی و یک نمونه میبینی. دو الگوی ساده را از همین حالا بدان: (۱) I + فعل، مثل I want a pen. (۲) فعل در اول جمله یعنی دستور یا درخواست، مثل Start today. («از امروز شروع کن».) فعل شکل ساده دارد و s نمیگیرد؛ فقط با he، she و اسم یک نفر مثل قبل s میگیرد.
- Sarah wants a book.سارا یک کتاب میخواهد.
- Open the door.در را باز کن.
گام ۲ از ۵
گروه اول: دوازده فعل
| کلمه | معنی | جمله | ترجمهی جمله |
|---|---|---|---|
| want | خواستن | I want tea. | من چای میخواهم |
| need | نیاز داشتن، لازم داشتن | I need water. | به آب نیاز دارم |
| make | درست کردن، ساختن | We make dinner. | ما شام درست میکنیم |
| think | فکر کردن | I think it is good. | فکر میکنم خوب است |
| give | دادن | Give me the pen. | خودکار را به من بده |
| find | پیدا کردن | I can't find my key. | کلیدم را پیدا نمیکنم |
| use | استفاده کردن | Use this pen. | از این خودکار استفاده کن |
| put | گذاشتن | Put the bag here. | کیف را اینجا بگذار |
| keep | نگه داشتن | Keep the key. | کلید را نگه دار |
| show | نشان دادن | Show me the page. | صفحه را به من نشان بده |
| feel | احساس کردن | I feel cold. | سردم است (احساس سرما میکنم) |
| tell | گفتن (به کسی) | Tell me the time. | ساعت را به من بگو |
گام ۳ از ۵
گروه دوم: چهارده فعل
| کلمه | معنی | جمله | ترجمهی جمله |
|---|---|---|---|
| ask | پرسیدن | Ask Ryan, please. | لطفاً از رایان بپرس |
| call | زنگ زدن، تماس گرفتن | Call Sarah tomorrow. | فردا به سارا زنگ بزن |
| try | سعی کردن، امتحان کردن | Try this tea. | این چای را امتحان کن |
| start | شروع کردن | We start at nine. | ما ساعت نه شروع میکنیم |
| finish | تمام کردن | Finish your tea. | چایت را تمام کن |
| buy | خریدن | Buy a ticket, please. | لطفاً یک بلیت بخر |
| learn | یاد گرفتن | We learn ten words. | ما ده کلمه یاد میگیریم |
| run | دویدن | I can run. | میتوانم بدوم |
| walk | راه رفتن، پیاده رفتن | I walk to school. | پیاده به مدرسه میروم |
| wash | شستن | I wash my car. | ماشینم را میشویم |
| talk | حرف زدن | We talk in English. | ما به انگلیسی حرف میزنیم |
| like | دوست داشتن (کمتر از love؛ «مثل» هم میشود، بعداً) | I like this book. | این کتاب را دوست دارم |
| love | خیلی دوست داشتن | I love pizza. | پیتزا را خیلی دوست دارم |
| forget | فراموش کردن | I forget names. | اسمها را فراموش میکنم |
گام ۴ از ۵
بعد از want و need: to + فعل
وقتی بعد از want یا need فعل دیگری میآید، بین آن دو کلمهی کوچک to میگذاریم: I want to go. (میخواهم بروم.) این to اینجا به معنی «به» نیست؛ فقط نشان میدهد فعل بعدی میآید، و بعد از آن فعل ساده میماند. اگر بعد از want یا need یک اسم بیاید، to لازم نیست: I want tea. I need a pen.
- I want to go to school.میخواهم به مدرسه بروم.
- She needs to call Sarah.او (زن) باید به سارا زنگ بزند.
- I don't want to run.نمیخواهم بدوم.
گام ۵ از ۵
دام فارسیزبانها: to و «به من / از من»
(۱) در فارسی بین «میخواهم» و فعل بعدی کلمهای نیست («میخواهم بروم»)، ولی در انگلیسی بین want و فعل بعدی to میگذاریم: I want to go، نه I want go. (۲) فارسی «به من»، «از او» و «به سارا» دارد؛ در انگلیسی بعد از give، tell، show، ask و call مستقیم me یا اسم میآید و حرف اضافه لازم نیست: Give me a pen، نه Give to me a pen؛ Call Sarah؛ Ask Ryan. (۳) در فارسی «فکر کردن» و «احساس کردن» دو بخش دارند، ولی در انگلیسی هر کدام یک کلمه است: I think، I feel.
متن شنیداری: A new English learner
نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)
Molly: I want to learn English. I need help. Teacher: Start today. Use English in this room. Try to talk. Ask me. Tell me. Don't forget new words. Molly: Give me a book, please. I love English. I think I can do it. Teacher: Good! Buy a notebook. Find ten new words. Call me tomorrow.
ترجمهی فارسی
مالی: میخواهم انگلیسی یاد بگیرم. کمک لازم دارم. معلم: از امروز شروع کن. در این اتاق انگلیسی استفاده کن. سعی کن حرف بزنی. از من بپرس. به من بگو. کلمههای جدید را فراموش نکن. مالی: لطفاً یک کتاب به من بدهید. من انگلیسی را خیلی دوست دارم. فکر میکنم میتوانم. معلم: خوب است! یک دفترچه بخر. ده کلمهی جدید پیدا کن. فردا به من زنگ بزن.
درسهای این بخش: گام صفر: ۳۰۰ کلمهی پرکاربرد در جمله
- فعلهای پرکاربرد: خواستن، نیاز داشتن، ساختن، پیدا کردن
- کلمههای کوچک پرکاربرد: but، if، so، always، never
- آدمها و چیزها: خانواده، خانه، شهر، پول، شغل
- توصیف کردن: خسته، گرسنه، آسان، سخت، مهم، عالی