گام صفر: ۳۰۰ کلمه‌ی پرکاربرد در جمله

فعل‌های پرکاربرد: خواستن، نیاز داشتن، ساختن، پیدا کردن

Top words: action verbs

بیست‌وشش فعل از پرکاربردترین کلمه‌های انگلیسی را در جمله‌های کوتاه یاد می‌گیری: want، need، like، make، think، give، find، use، put، keep، show، feel، tell، ask، call، try، start، finish، buy، learn، run، walk، wash، talk، love و forget. اول یک گفتگوی کوتاه را می‌شنوی، بعد هر فعل را با معنی و یک نمونه می‌بینی و تمرین می‌کنی.

A1سطح
واژگانمهارت
۸′دقیقه
۱۴تمرین
نسخه‌ی آزمایشی؛ در حال بازبینی معلم

گام ۱ از ۵

بیست‌وشش فعل پرکاربرد، هر کدام در یک جمله

این فعل‌ها از پرکاربردترین کلمه‌های انگلیسی‌اند و تقریباً در هر گفتگویی می‌شنوی‌شان. هر فعل را همراه یک جمله‌ی کوتاه یاد بگیر، نه تنها. در دو جدول بعدی هر فعل را با معنی و یک نمونه می‌بینی. دو الگوی ساده را از همین حالا بدان: (۱) I + فعل، مثل I want a pen. (۲) فعل در اول جمله یعنی دستور یا درخواست، مثل Start today. («از امروز شروع کن».) فعل شکل ساده دارد و s نمی‌گیرد؛ فقط با he، she و اسم یک نفر مثل قبل s می‌گیرد.

  • Sarah wants a book.سارا یک کتاب می‌خواهد.
  • Open the door.در را باز کن.

گام ۲ از ۵

گروه اول: دوازده فعل

کلمهمعنیجملهترجمه‌ی جمله
wantخواستنI want tea.من چای می‌خواهم
needنیاز داشتن، لازم داشتنI need water.به آب نیاز دارم
makeدرست کردن، ساختنWe make dinner.ما شام درست می‌کنیم
thinkفکر کردنI think it is good.فکر می‌کنم خوب است
giveدادنGive me the pen.خودکار را به من بده
findپیدا کردنI can't find my key.کلیدم را پیدا نمی‌کنم
useاستفاده کردنUse this pen.از این خودکار استفاده کن
putگذاشتنPut the bag here.کیف را اینجا بگذار
keepنگه داشتنKeep the key.کلید را نگه دار
showنشان دادنShow me the page.صفحه را به من نشان بده
feelاحساس کردنI feel cold.سردم است (احساس سرما می‌کنم)
tellگفتن (به کسی)Tell me the time.ساعت را به من بگو

گام ۳ از ۵

گروه دوم: چهارده فعل

کلمهمعنیجملهترجمه‌ی جمله
askپرسیدنAsk Ryan, please.لطفاً از رایان بپرس
callزنگ زدن، تماس گرفتنCall Sarah tomorrow.فردا به سارا زنگ بزن
tryسعی کردن، امتحان کردنTry this tea.این چای را امتحان کن
startشروع کردنWe start at nine.ما ساعت نه شروع می‌کنیم
finishتمام کردنFinish your tea.چایت را تمام کن
buyخریدنBuy a ticket, please.لطفاً یک بلیت بخر
learnیاد گرفتنWe learn ten words.ما ده کلمه یاد می‌گیریم
runدویدنI can run.می‌توانم بدوم
walkراه رفتن، پیاده رفتنI walk to school.پیاده به مدرسه می‌روم
washشستنI wash my car.ماشینم را می‌شویم
talkحرف زدنWe talk in English.ما به انگلیسی حرف می‌زنیم
likeدوست داشتن (کمتر از love؛ «مثل» هم می‌شود، بعداً)I like this book.این کتاب را دوست دارم
loveخیلی دوست داشتنI love pizza.پیتزا را خیلی دوست دارم
forgetفراموش کردنI forget names.اسم‌ها را فراموش می‌کنم

گام ۴ از ۵

بعد از want و need: to + فعل

وقتی بعد از want یا need فعل دیگری می‌آید، بین آن دو کلمه‌ی کوچک to می‌گذاریم: I want to go. (می‌خواهم بروم.) این to اینجا به معنی «به» نیست؛ فقط نشان می‌دهد فعل بعدی می‌آید، و بعد از آن فعل ساده می‌ماند. اگر بعد از want یا need یک اسم بیاید، to لازم نیست: I want tea. I need a pen.

  • I want to go to school.می‌خواهم به مدرسه بروم.
  • She needs to call Sarah.او (زن) باید به سارا زنگ بزند.
  • I don't want to run.نمی‌خواهم بدوم.

گام ۵ از ۵

دام فارسی‌زبان‌ها: to و «به من / از من»

(۱) در فارسی بین «می‌خواهم» و فعل بعدی کلمه‌ای نیست («می‌خواهم بروم»)، ولی در انگلیسی بین want و فعل بعدی to می‌گذاریم: I want to go، نه I want go. (۲) فارسی «به من»، «از او» و «به سارا» دارد؛ در انگلیسی بعد از give، tell، show، ask و call مستقیم me یا اسم می‌آید و حرف اضافه لازم نیست: Give me a pen، نه Give to me a pen؛ Call Sarah؛ Ask Ryan. (۳) در فارسی «فکر کردن» و «احساس کردن» دو بخش دارند، ولی در انگلیسی هر کدام یک کلمه است: I think، I feel.

متن شنیداری: A new English learner

نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)

Molly: I want to learn English. I need help. Teacher: Start today. Use English in this room. Try to talk. Ask me. Tell me. Don't forget new words. Molly: Give me a book, please. I love English. I think I can do it. Teacher: Good! Buy a notebook. Find ten new words. Call me tomorrow.

ترجمه‌ی فارسی

مالی: می‌خواهم انگلیسی یاد بگیرم. کمک لازم دارم. معلم: از امروز شروع کن. در این اتاق انگلیسی استفاده کن. سعی کن حرف بزنی. از من بپرس. به من بگو. کلمه‌های جدید را فراموش نکن. مالی: لطفاً یک کتاب به من بدهید. من انگلیسی را خیلی دوست دارم. فکر می‌کنم می‌توانم. معلم: خوب است! یک دفترچه بخر. ده کلمه‌ی جدید پیدا کن. فردا به من زنگ بزن.

شروع تمرین‌ها (۱۴ تمرین، حدود ۸ دقیقه) بدون ثبت‌نام هم می‌توانی تمرین کنی؛ برای ذخیره‌ی پیشرفت وارد شو.

درس‌های این بخش: گام صفر: ۳۰۰ کلمه‌ی پرکاربرد در جمله

  1. فعل‌های پرکاربرد: خواستن، نیاز داشتن، ساختن، پیدا کردن
  2. کلمه‌های کوچک پرکاربرد: but، if، so، always، never
  3. آدم‌ها و چیزها: خانواده، خانه، شهر، پول، شغل
  4. توصیف کردن: خسته، گرسنه، آسان، سخت، مهم، عالی