توصیف کردن: خسته، گرسنه، آسان، سخت، مهم، عالی Top words: describing

A1واژگان ۶ دقیقه ویدیو گام صفر: ۳۰۰ کلمه‌ی پرکاربرد در جمله

درباره‌ی این ویدیو

بیست‌وپنج صفت و کلمه‌ی توصیفی پرکاربرد را در جمله یاد می‌گیری: happy، tired، hungry، sick، busy، ready، free، young، late، early، first، other، every، same، different، easy، hard، right، wrong، important، beautiful، great، full، clean و dirty. اول گفتگوی کوتاهی در اولین روز کار را می‌شنوی، بعد هر کلمه را با معنی و یک نمونه می‌بینی و تمرین می‌کنی.

این ویدیو بخشی از درس است؛ کارت‌های آموزش، مثال‌ها و جدول‌ها را در صفحه‌ی درس ببین.

در این ویدیو

  1. اولین روزِ کار
  2. حال و وضعِ آدم‌ها
  3. دیر، زود، اول
  4. آسان و سخت، درست و غلط
  5. تمیز و کثیف، زیبا
  6. صفت‌ها دو جا می‌نشینند
  7. بقیه‌ی کلمه‌های این درس
  8. دام اول: «حق با توست»
  9. دام دُوُّم: فعلِ بودن جدا می‌آید

متن کامل ویدیو

گفتار معلم و جمله‌های انگلیسی، همان‌طور که در ویدیو گفته می‌شوند. روی زمانِ هر بند بزن تا ویدیو از همان‌جا پخش شود.

امروز اولین روز کار یه نفره. گوش کن و کلمه‌های توصیفی رو پیدا کن: Hi Alex! It's your first day. You're early, not late. Are you ready? Yes, I'm happy, but I'm tired and hungry. به این کلمه‌های توصیفی می‌گن صفت. درس این بخش: Top words: describing.

حال و وضع، زمان و ترتیب، آسان و سخت، جای صفت، بقیه‌ی کلمه‌ها، و دام‌ها. اول چهار کلمه برای حال آدم‌ها و وضعشون. هر کدوم رو بشنو و جمله‌ش رو تکرار کن. Happy. این کلمه یعنی خوشحال؛ شاد. توی جمله: I'm happy today. Tired. معنیش می‌شه خسته. گوش کن: Ryan is tired. Hungry.

یعنی گرسنه. حالا گوش کن: Are you hungry? Busy. که می‌شه مشغول؛ سرم شلوغ. توی جمله: I'm busy on Monday. حالا سه کلمه درباره‌ی زمان و ترتیب. Late. این کلمه یعنی دیر. توی جمله: Sorry, I'm late! Early. معنیش می‌شه زود. گوش کن: We start early. First. یعنی اول؛ اولین. حالا گوش کن: Today is my first day.

حالا دو جفت مخالف: آسان و سخت، درست و غلط. Easy. این کلمه یعنی آسان. توی جمله: The job is easy. Hard. معنیش می‌شه سخت؛ دشوار. گوش کن: This word is hard. Right. یعنی درست. حالا گوش کن: That's right! Wrong. که می‌شه اشتباه؛ غلط. توی جمله: Sorry, wrong number.

و سه کلمه‌ی آخر: تمیز و کثیف، و زیبا. Clean. این کلمه یعنی تمیز. توی جمله: The kitchen is clean. Dirty. معنیش می‌شه کثیف. گوش کن: My car is dirty. Beautiful. یعنی زیبا. حالا گوش کن: Shiraz is a beautiful city. این کلمه‌ها اسمشون صفته، و دو جا می‌شینن. اولی: بعد از فعل بودن، یعنی هستم و هست. She is happy.

دومی: قبل از اسم. و اگه صفت با صدای صدادار شروع بشه، کلمه‌ی کوچیک قبلش عوض می‌شه؛ روی صفحه ببین. It's an easy job. یه خبر خوب هم هست: صفت‌ها جمع و مؤنث و مذکر ندارن؛ برای زن و مرد و چند نفر، یکی‌ان. حالا بقیه‌ی کلمه‌های این درس. معنی‌ها رو ببین و گوش کن: Sick, ready, free, young, other, every. Same, different, important, great, full.

«حق با توست» رو کلمه‌به‌کلمه ترجمه نکن! این جمله‌ی غلط رو نگو. با کلمه‌ی «درست»، فعل بودن می‌آد. گوش کن: You're right. توی فارسی فعل بودن به آخر کلمه می‌چسبه: «خسته‌ام». برای همین بعضی‌ها فعل بودن رو جا می‌ندازن، مثل این جمله‌ی غلط. ولی توی انگلیسی این بخش جدا می‌آد. گوش کن: I'm tired.

سؤال اول: گوش کن؛ گوینده چی می‌پرسه؟ Is this the right bus? می‌پرسه: این همان اتوبوس درسته؟ کلمه‌ی قبل از اتوبوس یعنی درست. سؤال بعدی: کدوم جمله رو شنیدی؟ The room is dirty. جمله‌ی اول: اتاق کثیفه. کلمه‌ی تمیز و کلمه‌ی پر، اولشون صدای دیگه‌ای دارن.

و آخری: امروز مشغولم. کدوم جمله درسته؟ گزینه‌ی اول. فعل بودن باید جدا بیاد، و با کلمه‌ی مشغول فعل داشتن نمی‌آد. بریم سراغ خلاصه‌ی این درس. چهار نکته داریم. کلمه‌هایی برای حال آدم‌ها: خوشحال، خسته، گرسنه و مشغول. کلمه‌هایی برای زمان و ترتیب: دیر، زود و اول.

و کلمه‌هایی برای چیزها و کارها، مثل آسان، سخت، درست و تمیز. صفت بعد از فعل بودن می‌آد یا قبل از اسم؛ و فعل بودن جدا می‌آد. آفرین! حالا برو سراغ تمرین‌های همین درس.