حروف تعریف: a / an / the یا هیچکدام؟ Articles: a, an, the and no article
دربارهی این ویدیو
بزرگترین مشکل فارسیزبانها در انگلیسی. کی a، کی the و کی هیچکدام؟ با کمک «یه» و «ـه» در فارسی محاوره.
این ویدیو بخشی از درس است؛ کارتهای آموزش، مثالها و جدولها را در صفحهی درس ببین.
در این ویدیو
- یه کلمهی کوچیک، یه دردسر بزرگ
- a / an: «یه»، برای بار اول یا یکی از چند تا
- a یا an؟ به صدا گوش بده
- بار اول a، بار دوم the
- سه دلیل برای the
- حرف کلی یا چیز مشخص
- وعدهها و مکانها
- کشورها
- اسم مفرد را تنها نگذار
- حرف کلی: بدون the
- go to work / school / bed و وعدهها
متن کامل ویدیو
گفتار معلم و جملههای انگلیسی، همانطور که در ویدیو گفته میشوند. روی زمانِ هر بند بزن تا ویدیو از همانجا پخش شود.
فارسی میگه «من دانشجو هستم». ولی انگلیسی یه کلمهی کوچیک دیگه هم میخواد. بشنو: I'm a student. این کلمههای کوچیک، بزرگترین دردسر فارسیزبانهان؛ امروز یادشون میگیری. درس امروز: Articles: a, an, the, and no article. یکی از چند تا، همونی که هر دو میدونیم، جاهایی که هیچکدوم نمیآد، و دامهای فارسیزبانها.
این کلمه یعنی «یک» یا «یه». با اسم مفرد قابلشمارش میآد، وقتی شنونده نمیدونه کدوم، یا بار اوله. گوش کن و تکرار کن: I bought a new phone. شغلها هم همین رو میگیرن؛ اینجا با شکل دیگهش: She's an engineer. یه شکل دیگه قبل صدای مصوت میآد. مهم صداست، نه حرف. گوش کن: It takes an hour.
حرف اول این کلمه خونده نمیشه، پس کلمه با صدای مصوت شروع میشه. حالا این یکی: He studies at a university in Tabriz. اینجا حرف اول مصوته، ولی صدای اولش مصوت نیست. پس شکل ساده میآد. بار اول «یه» میگیم. بعدش که شنونده میدونه کدوم، حرف تعریف مشخص میآد. بشنو و تکرار کن: I bought a shirt and a jacket. The jacket was cheap.
فارسی محاوره هم گاهی همین رو نشون میده: «کاپشنه ارزون بود»؛ یعنی همون کاپشن. حرف تعریف مشخص وقتی هم میآد که فقط یکی وجود داره. گوش کن: The sun is very hot today. یا وقتی هر دو میدونیم کدوم رو میگم: Can you close the door, please? یا وقتی بقیهی جمله مشخصش میکنه: The book on my desk.
وقتی دربارهی یه چیز بهطور کلی حرف میزنیم، مثلا همهی گربهها، حرف تعریف نمیذاریم. گوش کن و تکرار کن: I like cats. ولی وقتی مشخصه، حرف تعریف مشخص میخوایم: The cats next door are noisy. وعدههای غذا در حالت عادی حرف تعریف ندارن، ولی صبحانهی یه جای مشخص داره: Breakfast is at seven. The breakfast at this hotel is great.
بعضی عبارتها ثابتن و حرف تعریف ندارن: Go to work. Go to bed. At home. ولی با بانک و سینما، حرف تعریف مشخص میآد: Go to the bank. Go to the cinema. اسم بیشتر کشورها حرف تعریف نداره: Iran. France. Japan. ولی بعضی کشورها حرف تعریف مشخص میگیرن: The UK. The USA. The Netherlands.
دام اول: فارسی میگه «دانشجو هستم» و «ماشین دارم». ولی انگلیسی اسم مفرد قابلشمارش رو تنها نمیذاره. این دو تا غلطن: شکل درست، با «یک» قبل از اسمه. تکرار کن: I'm a student. She has a car. دام بعدی: موقع ترجمهی «زندگی کوتاهه»، خیلیها حرف تعریف مشخص میذارن. این غلطه:
برای حرف کلی هیچ حرف تعریفی نمیذاریم. تکرار کن: Life is short. و دام آخر: رفتن سر کار و مدرسه و رختخواب، و وعدههای غذا در حالت عادی، حرف تعریف نمیگیرن. این دو تا غلطن: شکل درست، بدون حرف تعریف. تکرار کن: She goes to work by bus. I usually have breakfast at seven.
سؤال اول: جای خالی رو پر کن. گزینهی دوم. شغل با «یه» میآد، و کلمهی بعدی با صدای مصوت شروع میشه. و آخری: کدوم جمله درسته؟ گزینهی دوم. حرف کلیه، پس حرف تعریف نمیآد. بیا مرور کنیم. «یه»، برای بار اول و برای شغلها؛ شکلش رو صدای اول کلمه تعیین میکنه.
چیزی که هر دو میدونیم، یا فقط یکی هست: حرف تعریف مشخص. حرف کلی، وعدههای غذا در حالت عادی، عبارتهای ثابت و بیشتر کشورها: بدون حرف تعریف. و اسم مفرد قابلشمارش رو تنها نذار. آفرین! حالا برو سراغ تمرینهای همین درس.