۳۳ واژهB1غذاپلاس

افعال عبارتی: غذا و خوردن (B1)

Phrasal verbs: food and eating (B1)

افعال عبارتی رستوران، آشپزی، خوردن و عادت‌های غذایی. هر کارت فقط یک معنی از فعل عبارتی را آموزش می‌دهد؛ معنی‌های دیگر همان فعل در دسته‌های دیگر هست و در صفحه‌ی خودِ واژه خودکار به هم لینک می‌شوند. در آیلتس اسپیکینگ فعل‌های عبارتی طبیعی و خوشایندند، ولی در رایتینگ آکادمیک تسک ۲ معمولاً معادل رسمی تک‌کلمه‌ای (که در کارت آمده) انتخاب بهتری است.

  1. eat out phrasal verb

    بیرون غذا خوردن (در رستوران)

    Speaking · Writing بدون مفعول

    eat at a restaurant

    معادل رسمی برای نوشتار: dine out

    مفعول نمی‌گیرد؛ نمی‌گوییم eat out a pizza. ضدش eat in یا eat at home است. اسمش eating out است: «eating out is expensive».

    We usually eat out on Thursday nights.

    ما معمولاً شب‌های پنجشنبه بیرون غذا می‌خوریم.

    • eat out once a week
    • eat out with friends
    • eat out too often
    • love eating out
  2. take out phrasal verb

    کسی را بیرون بردن و مهمان کردن

    Speaking · Writing جداشدنی

    treat someone to a meal

    «take her out ✓ / take out her ✗». معمولاً با for dinner یا to a restaurant می‌آید. take-out در انگلیسی آمریکایی یعنی غذای بیرون‌بر (بریتانیایی: takeaway).

    For my mum's birthday, we took her out to a nice restaurant.

    برای تولد مادرم او را به یک رستوران خوب بردیم و مهمانش کردیم.

    • take someone out for dinner
    • take her out to lunch
    • take the family out
    • take a friend out for coffee
    معناهای دیگر take out (۲)
  3. order in phrasal verb

    (غذا را) سفارش دادن تا به خانه بیاورند

    Speaking جداشدنی

    have food delivered to your home

    جداشدنی: order it in ✓ / order in it ✗. «order it in ✓». بیشتر آمریکایی است. بریتانیایی‌ها می‌گویند get a takeaway یا have food delivered. ضدش eat out است.

    We were too tired to cook, so we ordered in.

    آن‌قدر خسته بودیم که آشپزی نکردیم و غذا سفارش دادیم.

    • order in pizza
    • order in food
    • order in for dinner
    • order in tonight
  4. have over phrasal verb

    (کسی را) به خانه دعوت کردن، مهمان داشتن

    Speaking جداشدنی

    invite someone to your home

    معادل رسمی برای نوشتار: invite

    «have them over ✓ / have over them ✗». از نگاه میزبان است. از نگاه مهمان می‌گوییم come over (در دسته‌ی دیگری آمده است).

    We often have friends over for dinner on Fridays.

    ما اغلب جمعه‌شب‌ها دوستان را برای شام به خانه دعوت می‌کنیم.

    • have friends over
    • have people over for dinner
    • have the neighbours over
    • have someone over for tea
  5. wait on phrasal verb B2

    (در رستوران) سرویس دادن، پیش‌خدمتی کردن

    Speaking · Writing جدانشدنی

    serve customers at a table

    معادل رسمی برای نوشتار: serve

    جدانشدنی: wait on it ✓ / wait it on ✗. با wait for (منتظر ماندن) فرق دارد: wait on یعنی خدمت کردن به مشتری. آمریکایی‌ها wait tables هم می‌گویند. «wait on them ✓».

    She works at a café, waiting on tables in the evenings.

    او در یک کافه کار می‌کند و عصرها میزها را سرویس می‌دهد.

    • wait on tables
    • wait on customers
    • wait on guests
    • wait on a table

فقط ۵ واژه‌ی اول نمایش داده شد. این دسته ویژه‌ی مشترکان است.

دیدن طرح‌ها پلاس چه چیزهایی را باز می‌کند؟
پشتیبانی