افعال عبارتی: کار و حرفه (B2)
Phrasal verbs: work and careers (B2)
افعال عبارتی کار و حرفهی سطح B2: استخدام، ارتقا، مدیریت، جلسه، مهلت و فشار کاری. هر کارت فقط یک معنی از فعل عبارتی را یاد میدهد؛ معنیهای دیگر همان فعل در دستههای دیگر هستند و در صفحهی خود واژه به هم لینک میشوند. نکتهی آیلتس: افعال عبارتی در Speaking طبیعی و مناسباند، ولی در Academic Writing Task 2 معمولاً معادل رسمی تککلمهای (مثل postpone بهجای put off) انتخاب بهتری است.
-
start out phrasal verb
(کار یا حرفه) را با نقش یا جایگاهی مشخص شروع کردن
begin your career in a certain way
معادل رسمی برای نوشتار: begin
معمولاً با as میآید: start out as a teacher یعنی اولین نقش کاریات. برای Speaking Part 1 و 2 دربارهی مسیر شغلی خیلی طبیعی است.
Sarah started out as a part-time cashier and is now a regional manager.
سارا کارش را بهعنوان صندوقدار پارهوقت شروع کرد و حالا مدیر منطقه است.
- start out as
- start out in business
- start out small
- start out with nothing
-
take on phrasal verb
استخدام کردن
hire staff
معادل رسمی برای نوشتار: employ · recruit
جداشدنی: take them on ✓ / take on them ✗. بیشتر برای استخدام چند نفر یا استخدام فصلی. معنی «پذیرفتن مسئولیت» همین فعل در دستهی کلی B2 آمده است.
The café is taking on extra staff for the summer.
کافه برای تابستان نیروی اضافه استخدام میکند.
- take on new staff
- take on extra workers
- take on an apprentice
- take on more people
معناهای دیگر take on (۱)
-
move up phrasal verb
(در شغل) ارتقا پیدا کردن، پلهی بالاتر رفتن
get promoted to a higher position
معادل رسمی برای نوشتار: advance · be promoted
رایجترین قالب: move up the career ladder. برای ارتقای رسمی در نوشتار be promoted بهتر است.
Tom has moved up quickly since he joined the company three years ago.
تام از وقتی سه سال پیش وارد شرکت شد، خیلی سریع ارتقا پیدا کرده است.
- move up the ladder
- move up in the company
- move up to manager
- move up quickly
-
get ahead phrasal verb
(در کار یا زندگی) پیشرفت کردن و جلو افتادن
advance in your career
معادل رسمی برای نوشتار: succeed · progress
با get ahead of + کسی یعنی از او جلو افتادن. جملهی «if you want to get ahead» برای Speaking Part 3 دربارهی مهارتهای لازم برای موفقیت عالی است.
In my field, you really need good English if you want to get ahead.
در رشتهی من اگر بخواهی پیشرفت کنی واقعاً به انگلیسی خوب نیاز داری.
- get ahead in life
- get ahead in your career
- get ahead of the competition
- want to get ahead
-
step up phrasal verb
پیشقدم شدن و مسئولیت بیشتری پذیرفتن
take more responsibility when needed
معادل رسمی برای نوشتار: take responsibility
حس مثبت دارد: کسی در لحظهی لازم جلو میآید. پس از آن معمولاً to + نقش یا چالش میآید.
When the manager fell ill, Sarah stepped up and led the project herself.
وقتی مدیر بیمار شد، سارا پیشقدم شد و خودش پروژه را رهبری کرد.
- step up to the challenge
- step up and lead
- step up to a new role
- step up when needed
معناهای دیگر step up (۱)
فقط ۵ واژهی اول نمایش داده شد. این دسته ویژهی مشترکان است.
دیدن طرحها پلاس چه چیزهایی را باز میکند؟