action

noun A2
UK/ˈækʃn/ US/ˈækʃən/

معنی action به فارسی

۱اقدام، عمل۲عمل، کار۳هیجان، صحنه‌های اکشن

Meaning of action

معانی رایج این واژه برای زبان‌آموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.

  1. 1 DOING noun [U] A2

    a step or steps you take to deal with a problem or change a bad situation

    فارسیاقدام، عمل

    • We need to take action now.

      باید همین حالا اقدام کنیم.

    هم‌آیندها collocations
    • take action
    • action film
    • in action

    هم‌معنی step, measure, move

  2. 2 THING DONE noun [C] A2

    something that a person does, often different from what they say

    فارسیعمل، کار

    • Tom's kind action made everyone in the class happy.

      کار مهربانانه‌ی تام همه‌ی بچه‌های کلاس را خوشحال کرد.

    هم‌معنی act, deed

  3. 3 EXCITING EVENTS noun [U] A2

    exciting things that happen quickly, like fights and chases in a film

    فارسیهیجان، صحنه‌های اکشن

    • Sarah likes films with a lot of action.

      سارا فیلم‌هایی را که اکشن زیادی دارند دوست دارد.

    واژه‌های تعریف chases

عبارت‌ها و فعل‌های چندبخشی با action

خانواده‌ی واژه

  • act
پشتیبانی