action
معنی action به فارسی
۱اقدام، عمل۲عمل، کار۳هیجان، صحنههای اکشن
Meaning of action
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 DOING noun [U] A2
a step or steps you take to deal with a problem or change a bad situation
فارسیاقدام، عمل
-
We need to take action now.
باید همین حالا اقدام کنیم.
همآیندها collocations- take action
- action film
- in action
-
-
2 THING DONE noun [C] A2
something that a person does, often different from what they say
فارسیعمل، کار
-
Tom's kind action made everyone in the class happy.
کار مهربانانهی تام همهی بچههای کلاس را خوشحال کرد.
هممعنی act, deed
-
-
3 EXCITING EVENTS noun [U] A2
exciting things that happen quickly, like fights and chases in a film
فارسیهیجان، صحنههای اکشن
-
Sarah likes films with a lot of action.
سارا فیلمهایی را که اکشن زیادی دارند دوست دارد.
واژههای تعریف chases
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با action
- action points موارد اقدام (کارهایی که پس از جلسه باید انجام شود)محل کار و جلسهها
- Unless urgent action is taken, اگر اقدام فوری نشود، ...محیط زیست
خانوادهی واژه
- act