arrive
UK/əˈraɪv/
US/ərˈaɪv/
-ing arrivingpast arrivedhe/she/it arrivespast participle arrived
معنی arrive به فارسی
۱رسیدن (به مقصد)
Meaning of arrive
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 GET THERE verb [I] A1
to come to the place where you were going, for example a hotel or the airport
فارسیرسیدن (به مقصد)
-
We arrived in Shiraz just after midnight.
کمی بعد از نیمهشب به شیراز رسیدیم.
همآیندها collocations- arrive in (a city or country)
- arrive at (a place or building)
- arrive home
- arrive late
متضاد leave
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با arrive
- My luggage hasn't arrived چمدانم نرسیده استفرودگاه و پرواز
- arrive at رسیدن به (ساختمان، ایستگاه، فرودگاه، رویداد)فعل + حرف اضافه: ترکیبهای ثابتی که باید با هم یاد گرفت
- arrive in رسیدن به (شهر، کشور)فعل + حرف اضافه: ترکیبهای ثابتی که باید با هم یاد گرفت
- I'm calling about a parcel that hasn't arrived دربارهی بستهای که نرسیده تماس میگیرم.پست، ارسال و تعمیرات
خانوادهی واژه
- arrival