body
UK/ˈbɒdi/
US/ˈbɑːdi/
معنی body به فارسی
۱بدن
Meaning of body
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 PERSON OR ANIMAL noun [C] A1
all the parts of a person or animal, such as the head, arms, and legs
فارسیبدن
-
Exercise is good for your body.
ورزش برای بدنت خوب است.
همآیندها collocations- the human body
- parts of the body
- body language
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با body
- a growing body of evidence شواهد رو به افزایشهمنشینهای قوی: فعل + اسم و صفت + اسم
خانوادهی واژه
- bodily