buy
UK/baɪ/
US/baɪ/
-ing buyingpast boughthe/she/it buyspast participle bought
معنی buy به فارسی
۱خریدن
Meaning of buy
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 PAY verb [T] A1
to pay money so that something becomes yours
فارسیخریدن
-
I want to buy a new bag.
میخواهم یک کیف جدید بخرم.
همآیندها collocations- buy a ticket
- buy something for someone
- buy online
متضاد sell
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با buy
- buy out سهم (شریک) را خریدن و مالک شدنافعال عبارتی: کار و حرفه (B2)
- buy into (فکر یا ادعایی را) پذیرفتن و باور کردنتبلیغات
خانوادهی واژه
- buyer