contribution
UK/ˌkɒntrɪˈbjuːʃn/
US/ˌkɑːntrəˈbjuːʃən/
معنی contribution به فارسی
۱سهم، نقش مثبت (در یک نتیجه یا فعالیت)
Meaning of contribution
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 HELP noun [C] B1
something you do or give that helps a group or a plan to succeed or improve
فارسیسهم، نقش مثبت (در یک نتیجه یا فعالیت)
-
Her contribution to the project was recognised when she was asked to lead the next phase.
سهم او در پروژه وقتی به رسمیت شناخته شد که از او خواستند مرحلهی بعد را رهبری کند.
همآیندها collocations- make a contribution to
- a significant contribution
- a valuable contribution
- a contribution to
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با contribution
- make a contribution to سهمی داشتن در، کمک کردن بههمنشینی فعل + اسم: ترکیبهایی که باید همینطور بگویید
- make a valuable contribution to society سهم ارزشمندی در جامعه داشتنسالمندی
خانوادهی واژه
- contribute
- contributor