cover
معنی cover به فارسی
۱جلد (کتاب یا مجله)۲پوشاندن۳پوشش دادن، شامل شدن
Meaning of cover
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 BOOK FRONT noun [C] A2
the hard or thick outer part of a book or magazine that protects the pages inside
فارسیجلد (کتاب یا مجله)
-
I love the picture on the cover of this book.
عکس روی جلد این کتاب را خیلی دوست دارم.
همآیندها collocations- a book cover
- the front cover
واژههای تعریف protects
-
-
2 PUT OVER verb [T] A2
to put one thing over another thing to keep it safe or hide it
فارسیپوشاندن
-
Emma used a cloth to cover the food on the table.
اما با یک پارچه غذای روی میز را پوشاند.
هممعنی hide متضاد uncover
-
-
3 INCLUDE TOPIC verb [T] B1
to talk about or deal with a subject in a lesson, book or report
فارسیپوشش دادن، شامل شدن
-
Our teacher will cover three new topics in class this week.
معلم ما این هفته سه موضوع جدید را در کلاس پوشش میدهد.
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با cover
- cover letter نامهی همراه رزومه (معرفی خود و دلیل علاقه)مصاحبهی شغلی و درخواست کار
- cover up (حقیقت یا اشتباه را) پنهان کردن، لاپوشانی کردنافعال عبارتی: جامعه و زندگی عمومی (B2)
خانوادهی واژه
- coverage