daily
UK/ˈdeɪli/
US/ˈdeɪli/
معنی daily به فارسی
۱روزانه
Meaning of daily
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 EVERY DAY adjective A2
happening or done every day, or once each day
فارسیروزانه
-
A short walk is part of my daily routine.
یک پیادهروی کوتاه بخشی از برنامهی روزانهی من است.
همآیندها collocations- daily life
- a daily newspaper
- a daily routine
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با daily
- the daily grind روزمرگی خستهکنندهی کار روزانهکار و شغل
خانوادهی واژه
- day