data
UK/ˈdeɪtə/
US/ˈdeɪtə/
معنی data به فارسی
۱دادهها؛ اطلاعات
Meaning of data
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 FACTS STORED noun [U] B2
facts, numbers and other information that people collect, keep on computers and use to learn things
فارسیدادهها؛ اطلاعات
-
The data is stored on servers inside the country.
دادهها روی سرورهایی داخل کشور ذخیره میشوند.
همآیندها collocations- collect data
- personal data
- data protection
- store data
هممعنی information
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با data
- data plan بستهی اینترنت (حجم دادهی ماهانه)فناوری و اینترنت
- protect personal data از دادههای شخصی محافظت کردنفناوری
- data collection گردآوری دادهشواهد و روش پژوهش
- data breach نشت اطلاعات؛ رخنهی دادهواژگان پیشرفتهی فناوری و آموزش