deal
UK/diːl/
US/diːl/
معنی deal به فارسی
۱معامله، توافق؛ (a good deal) خرید بهصرفه
Meaning of deal
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 BARGAIN noun [C] A2
an agreement between people or companies, often about buying or selling something
فارسیمعامله، توافق؛ (a good deal) خرید بهصرفه
-
We got a good deal on our new fridge.
یخچال جدیدمان را با قیمت خوبی خریدیم.
همآیندها collocations- a good deal
- make a deal
- a great deal of
واژههای تعریف agreement، arrangement
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با deal
- a good deal معاملهی خوب (خرید یا قرارداد بهصرفه)خرید، قیمت و مرجوعی
- deal with رسیدگی کردن به، از پس (مشکلی) برآمدنافعال عبارتی: مشکل و راهحل (B2)
خانوادهی واژه
- dealer