death

noun A2
UK/deθ/ US/deθ/

معنی death به فارسی

۱مرگ، درگذشت

Meaning of death

معانی رایج این واژه برای زبان‌آموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.

  1. 1 END OF LIFE noun [C]/[U] A2

    the end of a person's or animal's life

    فارسیمرگ، درگذشت

    • Smoking is a common cause of death.

      سیگار کشیدن یکی از علت‌های رایج مرگ است.

    هم‌آیندها collocations
    • cause of death
    • after his death
    • life and death

    متضاد birth

خانواده‌ی واژه

پشتیبانی