game
UK/ɡeɪm/
US/ɡeɪm/
معنی game به فارسی
۱بازی۲مسابقه، بازی
Meaning of game
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 FUN ACTIVITY noun [C] A1
an activity with rules that people do for fun, alone or with others
فارسیبازی
-
Do you like computer games?
بازیهای کامپیوتری دوست داری؟
همآیندها collocations- computer game
- play a game
- board game
هممعنی pastime
-
-
2 SPORT MATCH noun [C] A2
one match or event in a sport, played between people or teams
فارسیمسابقه، بازی
-
Tom and his friends watched the football game on Saturday.
تام و دوستانش شنبه بازی فوتبال را تماشا کردند.
هممعنی match, contest
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با game
- video game بازی ویدیویی، بازی کامپیوتریواژههای پایهی A2 (۳)
- board game بازی رومیزی (مثل منچ و شطرنج)واژههای پایهی A2 (۴)
- Good game! بازی قشنگی بود!ورزش و تناسب اندام
خانوادهی واژه
- gamer
- gaming