grant
معنی grant به فارسی
۱کمکهزینه، بورس (تحصیلی یا پژوهشی)۲قبول کردن، اذعان کردن۳اعطا کردن، پذیرفتن، موافقت کردن با
Meaning of grant
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 MONEY GIFT noun [C] B1
an amount of money given to a student or researcher to pay for their studies, which they never repay
فارسیکمکهزینه، بورس (تحصیلی یا پژوهشی)
-
She received a grant to study engineering in Germany.
او برای تحصیل مهندسی در آلمان کمکهزینه گرفت.
همآیندها collocations- a research grant
- apply for a grant
- receive a grant
هممعنی scholarship, bursary واژههای تعریف amount، repay
-
-
2 ADMIT TRUE verb [T] B2
to accept that something someone says is true, even if you do not like it
فارسیقبول کردن، اذعان کردن
-
I grant you that the plan is good, but it costs too much.
قبول دارم که طرح خوبی است، اما خیلی هزینه دارد.
-
-
3 GIVE PERMISSION verb [T] B2
to agree to give or allow what someone asks for, often as an official decision
فارسیاعطا کردن، پذیرفتن، موافقت کردن با
-
The officer agreed to grant Tom a visa for six months.
مأمور موافقت کرد برای شش ماه به تام ویزا بدهد.
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با grant
- granted قبول، ...؛ درست است کهتکههای استدلال در Task 2: موضع، امتیاز، علت و احتیاط
- a research grant کمکهزینهی پژوهشیعلم و پژوهش
- take someone for granted قدر کسی را ندانستن، او را همیشهحاضر و بدیهی فرض کردناصطلاحها: آدمها و روابط