۳۴ واژهB2پلاس

اصطلاح‌ها: آدم‌ها و روابط

Idioms: people and relationships

این کارت‌ها اصطلاح‌هایی هستند که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً درباره‌ی دوستی، خانواده، همکاران و اختلاف‌ها می‌گویند. برای Speaking در بخش‌های دوم و سوم، یکی دو مورد طبیعی که معنایش را دقیق می‌دانی بهتر از چند اصطلاح حفظی است. در note_fa هر کارت نوشته شده کدام گفتاری است و کدام در نوشتار هم می‌آید؛ در مقاله‌ی Task 2 فقط موارد neutral و formal را با احتیاط به کار ببر.

  1. hit it off idiom

    خیلی با هم جور شدن، از همان اول با هم خوب شدن

    گفتاری Speaking

    to like each other and get on well from the moment you meet

    معنی واقعی: از اولین دیدار با هم خوب شدن؛ از روی کلمه‌ها نمی‌شود حدسش زد. گفتاری و صمیمی است؛ برای دوست یا همکار تازه در Speaking عالی است، در نوشتار رسمی نه.

    Emma and my sister hit it off as soon as they met.

    اِما و خواهرم همان لحظه‌ی اول که همدیگر را دیدند خیلی با هم جور شدند.

    • really hit it off
    • hit it off straight away
    • hit it off with someone
  2. break the ice idiom

    یخ جمع را شکستن، فضای رسمی و سرد اول آشنایی را از بین بردن

    Speaking · Writing

    to make people relaxed and ready to talk when they first meet

    فقط برای لحظه‌ی آشنایی اول به کار می‌رود، نه برای آشتی بعد از دعوا (برای آن clear the air). اسم ice-breaker یعنی بازی یا سؤالی که برای شروع آشنایی می‌پرسند. در Speaking و نوشتار نیمه‌رسمی مناسب است.

    A joke from the host helped to break the ice at the start of the workshop.

    یک شوخی از طرف میزبان کمک کرد یخ جمع در ابتدای کارگاه شکسته شود.

    • break the ice with someone
    • a good way to break the ice
    • an ice-breaker
  3. get off on the wrong foot idiom

    از همان اول بد شروع کردن (رابطه)

    Speaking · Writing

    to begin a relationship badly because of a first mistake

    درباره‌ی رابطه‌ی تازه (همکار، همسایه، استاد) می‌آید. ضدش get off to a good start است. از روی کلمه‌ها معنی «پای اشتباه» نمی‌دهد.

    We got off on the wrong foot because I arrived late to our first meeting.

    از همان اول بد شروع کردیم چون من به اولین جلسه‌مان دیر رسیدم.

    • get off on the wrong foot
    • start off on the wrong foot
    • get off on the wrong foot with someone
  4. see eye to eye idiom

    هم‌نظر بودن، توافق داشتن

    Speaking · Writing

    to agree with someone about something

    بیشتر منفی می‌آید (don't see eye to eye) و موضوع بعد از on یا about می‌آید. ترجمه‌ی «چشم در چشم دیدن» معنی نمی‌دهد. در Speaking و نوشتار نیمه‌رسمی مناسب است.

    My brother and I don't always see eye to eye on money.

    من و برادرم همیشه درباره‌ی پول هم‌نظر نیستیم.

    • see eye to eye with someone
    • don't see eye to eye on
    • rarely see eye to eye
  5. be on the same page idiom

    هم‌نظر و هم‌فکر بودن (درباره‌ی برنامه یا هدف)

    گفتاری Speaking

    to share the same understanding of a plan or situation

    زبان محیط کار و گفتاری است. با see eye to eye فرق دارد: اینجا مهم نیست موافقت دارند، مهم این است که برداشت یکسانی از موضوع دارند. در مقاله‌ی Task 2 به کار نبر.

    Before the launch, we need to make sure the whole team is on the same page.

    پیش از راه‌اندازی باید مطمئن شویم همه‌ی اعضای تیم درباره‌ی برنامه هم‌نظر و هم‌فکرند.

    • get everyone on the same page
    • be on the same page about
    • not on the same page

فقط ۵ واژه‌ی اول نمایش داده شد. این دسته ویژه‌ی مشترکان است.

دیدن طرح‌ها پلاس چه چیزهایی را باز می‌کند؟
پشتیبانی