۳۵ واژهB2پلاس

اصطلاح‌ها: زمان، سرعت و تغییر

Idioms: time, speed and change

این کارت‌ها اصطلاح‌های رایجی هستند که برای صحبت از زمان، سرعت و تغییر به کار می‌روند. اول ببین کدام «informal» است و فقط در گفتار می‌آید و کدام neutral است و در نوشتار هم راحت می‌شود از آن استفاده کرد. در Speaking یکی دو مورد طبیعی کافی است؛ تکرار اصطلاح‌های حفظی یا اصطلاحی که معنای دقیقش را نمی‌دانی به Lexical Resource لطمه می‌زند.

  1. sooner or later idiom B1

    دیر یا زود، بالاخره

    Speaking · Writing

    at some time in the future, certainly

    ترتیب ثابت است (نه later or sooner). برای اتفاقی که حتماً می‌افتد ولی زمانش معلوم نیست. sooner rather than later یعنی «ترجیحاً زودتر». در همه‌ی سبک‌ها قابل استفاده است.

    Sooner or later, you'll have to tell him the truth.

    دیر یا زود باید حقیقت را به او بگویی.

    • sooner or later
    • sooner or later it will happen
    • sooner rather than later
  2. for the time being idiom

    فعلاً، تا اطلاع بعدی

    Speaking · Writing

    for now, but probably not for long

    اشاره به وضعیت موقت است و شکلش ثابت است (the و time being را عوض نکن). در نوشتار هم می‌آید ولی رسمی‌تر از «for now» است؛ نشانه‌ی این است که تغییر محتمل است.

    You can stay in this room for the time being.

    فعلاً می‌توانید در این اتاق بمانید.

    • for the time being
    • for the time being at least
    • just for the time being
  3. before long idiom

    طولی نکشید که، به‌زودی

    Speaking · Writing

    after a short time, soon

    برای گذشته و آینده هر دو می‌آید. معمولاً نتیجه‌ای را معرفی می‌کند. فرق با soon: before long حس «چیزی تغییر کرد» می‌دهد. در داستان و گزارش مناسب است.

    Before long, the little shop had become the most popular café in town.

    طولی نکشید که آن مغازه‌ی کوچک به محبوب‌ترین کافه‌ی شهر تبدیل شد.

    • before long
    • it wasn't long before
    • not long before
  4. in no time idiom

    خیلی زود، به‌زودی (کاری که به‌سرعت انجام می‌شود)

    گفتاری Speaking

    very quickly, in a very short time

    گفتاری است. معمولاً درباره‌ی کاری است که بعد از شروع زود تمام می‌شود، نه درباره‌ی اتفاق ناگهانی. در Task 2 به جایش very quickly یا within a short time بنویس.

    Don't worry, I'll be ready in no time.

    نگران نباش، چیزی نمی‌گذرد که آماده می‌شوم.

    • in no time
    • in no time at all
    • be done in no time
  5. in the blink of an eye idiom

    در یک چشم به هم زدن (تغییر یا اتفاق ناگهانی)

    Speaking · Writing

    so fast that you hardly notice it happening

    هیچ ربطی به چشم‌زدن (حسادت) ندارد. تأکید روی سرعت عجیب یک اتفاق است. در نوشتار توصیفی و Speaking مناسب است؛ in no time برای وقتی است که کاری به‌سرعت انجام می‌شود.

    Everything can change in the blink of an eye.

    همه‌چیز ممکن است در یک چشم به هم زدن عوض شود.

    • in the blink of an eye
    • happen in the blink of an eye
    • change in the blink of an eye

فقط ۵ واژه‌ی اول نمایش داده شد. این دسته ویژه‌ی مشترکان است.

دیدن طرح‌ها پلاس چه چیزهایی را باز می‌کند؟
پشتیبانی