اصطلاحها: زمان، سرعت و تغییر
Idioms: time, speed and change
این کارتها اصطلاحهای رایجی هستند که برای صحبت از زمان، سرعت و تغییر به کار میروند. اول ببین کدام «informal» است و فقط در گفتار میآید و کدام neutral است و در نوشتار هم راحت میشود از آن استفاده کرد. در Speaking یکی دو مورد طبیعی کافی است؛ تکرار اصطلاحهای حفظی یا اصطلاحی که معنای دقیقش را نمیدانی به Lexical Resource لطمه میزند.
-
sooner or later idiom B1
دیر یا زود، بالاخره
at some time in the future, certainly
ترتیب ثابت است (نه later or sooner). برای اتفاقی که حتماً میافتد ولی زمانش معلوم نیست. sooner rather than later یعنی «ترجیحاً زودتر». در همهی سبکها قابل استفاده است.
Sooner or later, you'll have to tell him the truth.
دیر یا زود باید حقیقت را به او بگویی.
- sooner or later
- sooner or later it will happen
- sooner rather than later
-
for the time being idiom
فعلاً، تا اطلاع بعدی
for now, but probably not for long
اشاره به وضعیت موقت است و شکلش ثابت است (the و time being را عوض نکن). در نوشتار هم میآید ولی رسمیتر از «for now» است؛ نشانهی این است که تغییر محتمل است.
You can stay in this room for the time being.
فعلاً میتوانید در این اتاق بمانید.
- for the time being
- for the time being at least
- just for the time being
-
before long idiom
طولی نکشید که، بهزودی
after a short time, soon
برای گذشته و آینده هر دو میآید. معمولاً نتیجهای را معرفی میکند. فرق با soon: before long حس «چیزی تغییر کرد» میدهد. در داستان و گزارش مناسب است.
Before long, the little shop had become the most popular café in town.
طولی نکشید که آن مغازهی کوچک به محبوبترین کافهی شهر تبدیل شد.
- before long
- it wasn't long before
- not long before
-
in no time idiom
خیلی زود، بهزودی (کاری که بهسرعت انجام میشود)
very quickly, in a very short time
گفتاری است. معمولاً دربارهی کاری است که بعد از شروع زود تمام میشود، نه دربارهی اتفاق ناگهانی. در Task 2 به جایش very quickly یا within a short time بنویس.
Don't worry, I'll be ready in no time.
نگران نباش، چیزی نمیگذرد که آماده میشوم.
- in no time
- in no time at all
- be done in no time
-
in the blink of an eye idiom
در یک چشم به هم زدن (تغییر یا اتفاق ناگهانی)
so fast that you hardly notice it happening
هیچ ربطی به چشمزدن (حسادت) ندارد. تأکید روی سرعت عجیب یک اتفاق است. در نوشتار توصیفی و Speaking مناسب است؛ in no time برای وقتی است که کاری بهسرعت انجام میشود.
Everything can change in the blink of an eye.
همهچیز ممکن است در یک چشم به هم زدن عوض شود.
- in the blink of an eye
- happen in the blink of an eye
- change in the blink of an eye
فقط ۵ واژهی اول نمایش داده شد. این دسته ویژهی مشترکان است.
دیدن طرحها پلاس چه چیزهایی را باز میکند؟