۳۴ واژهB2پلاس

اصطلاح‌ها: موفقیت، شکست و شانس

Idioms: success, failure and luck

این مجموعه اصطلاح‌هایی را آموزش می‌دهد که انگلیسی‌زبانان برای موفقیت، شکست و شانس به کار می‌برند. برخی گفتاری‌اند (on a roll، fingers crossed) و برخی در نوشتار هم امن‌اند (fall short of، bear fruit، beat the odds). برای نمره‌ی Lexical Resource فقط وقتی استفاده کنید که طبیعی است و معنی را دقیق می‌دانید؛ اصطلاحِ حفظ‌شده و اجباری ضرر می‌زند.

  1. make it big idiom

    به موفقیت و شهرت بزرگ رسیدن

    گفتاری Speaking

    to become very successful or famous

    بیشتر برای شهرت و پیشرفت بزرگ در موسیقی، بازیگری، ورزش و کسب‌وکار است. make it به‌تنهایی یعنی موفق شدن؛ با big اغراق مثبت اضافه می‌شود. گفتاری است. در نوشتار: achieve great success.

    Lots of young singers move to London hoping to make it big.

    خواننده‌های جوان زیادی به امید رسیدن به شهرت به لندن می‌روند.

    • make it big
    • hope to make it big
    • make it big in music
  2. on a roll idiom

    در اوج موفقیت‌های پشت‌سرهم؛ روی دور خوب بودن

    گفتاری Speaking

    having a series of successes one after another

    یک دوره‌ی موفق و موقتی را می‌رساند و بعد از چند موفقیت پشت‌سرهم می‌آید، نه برای موفقیت یک‌باره. گفتاری است. در شکل he's on a roll درباره‌ی کسی که پشت سر هم خوب حرف می‌زند یا کار می‌کند هم می‌آید.

    Our team has won five games in a row; we're really on a roll.

    تیم ما پنج بازی پشت‌سرهم برده است؛ واقعاً روی دور خوبیم.

    • be on a roll
    • really on a roll
    • on a roll this season
  3. go from strength to strength idiom C1

    روز به روز قوی‌تر و موفق‌تر شدن

    Speaking · Writing

    to become more and more successful over time

    ساختار ثابت است: strength to strength بدون the و بدون جمع. معمولاً برای شرکت، تیم یا شغل و بیشتر در متن رسمی‌تر و روزنامه‌ای می‌آید. ضدش: go from bad to worse.

    Since moving to the new building, the business has gone from strength to strength.

    از وقتی به ساختمان جدید رفته، کسب‌وکار روزبه‌روز قوی‌تر شده است.

    • go from strength to strength
    • gone from strength to strength
    • moving from strength to strength
  4. get off to a flying start idiom

    شروع درخشانی داشتن

    Speaking · Writing

    to begin something very successfully

    کلید معنی در flying است. بعد از get off to می‌آید و فقط درباره‌ی شروع (نه ادامه). در گفتار و نوشتار هر دو مجاز است. ضدش: get off to a bad start.

    Our new course got off to a flying start, with a hundred students on the first day.

    دوره‌ی جدید ما شروع درخشانی داشت و روز اول صد دانش‌آموز آمدند.

    • get off to a flying start
    • a flying start
    • off to a flying start
  5. win hands down idiom C1

    با اختلاف زیاد و به‌راحتی برنده شدن

    گفتاری Speaking

    to win very easily, with no doubt about the result

    hands down به معنی «بی‌چون‌وچرا» است و از اسب‌دوانی آمده: جاکی دستش را پایین می‌آورد چون برد قطعی است. معمولاً با win یا در شکل hands down the best می‌آید. گفتاری است؛ در Writing: by a large margin.

    Her design won hands down; nobody else came close.

    طرح او با اختلاف زیاد برنده شد؛ هیچ‌کس نزدیکش هم نبود.

    • win hands down
    • hands down the best
    • beat someone hands down

فقط ۵ واژه‌ی اول نمایش داده شد. این دسته ویژه‌ی مشترکان است.

دیدن طرح‌ها پلاس چه چیزهایی را باز می‌کند؟
پشتیبانی