اصطلاحها: موفقیت، شکست و شانس
Idioms: success, failure and luck
این مجموعه اصطلاحهایی را آموزش میدهد که انگلیسیزبانان برای موفقیت، شکست و شانس به کار میبرند. برخی گفتاریاند (on a roll، fingers crossed) و برخی در نوشتار هم امناند (fall short of، bear fruit، beat the odds). برای نمرهی Lexical Resource فقط وقتی استفاده کنید که طبیعی است و معنی را دقیق میدانید؛ اصطلاحِ حفظشده و اجباری ضرر میزند.
-
make it big idiom
به موفقیت و شهرت بزرگ رسیدن
to become very successful or famous
بیشتر برای شهرت و پیشرفت بزرگ در موسیقی، بازیگری، ورزش و کسبوکار است. make it بهتنهایی یعنی موفق شدن؛ با big اغراق مثبت اضافه میشود. گفتاری است. در نوشتار: achieve great success.
Lots of young singers move to London hoping to make it big.
خوانندههای جوان زیادی به امید رسیدن به شهرت به لندن میروند.
- make it big
- hope to make it big
- make it big in music
-
on a roll idiom
در اوج موفقیتهای پشتسرهم؛ روی دور خوب بودن
having a series of successes one after another
یک دورهی موفق و موقتی را میرساند و بعد از چند موفقیت پشتسرهم میآید، نه برای موفقیت یکباره. گفتاری است. در شکل he's on a roll دربارهی کسی که پشت سر هم خوب حرف میزند یا کار میکند هم میآید.
Our team has won five games in a row; we're really on a roll.
تیم ما پنج بازی پشتسرهم برده است؛ واقعاً روی دور خوبیم.
- be on a roll
- really on a roll
- on a roll this season
-
go from strength to strength idiom C1
روز به روز قویتر و موفقتر شدن
to become more and more successful over time
ساختار ثابت است: strength to strength بدون the و بدون جمع. معمولاً برای شرکت، تیم یا شغل و بیشتر در متن رسمیتر و روزنامهای میآید. ضدش: go from bad to worse.
Since moving to the new building, the business has gone from strength to strength.
از وقتی به ساختمان جدید رفته، کسبوکار روزبهروز قویتر شده است.
- go from strength to strength
- gone from strength to strength
- moving from strength to strength
-
get off to a flying start idiom
شروع درخشانی داشتن
to begin something very successfully
کلید معنی در flying است. بعد از get off to میآید و فقط دربارهی شروع (نه ادامه). در گفتار و نوشتار هر دو مجاز است. ضدش: get off to a bad start.
Our new course got off to a flying start, with a hundred students on the first day.
دورهی جدید ما شروع درخشانی داشت و روز اول صد دانشآموز آمدند.
- get off to a flying start
- a flying start
- off to a flying start
-
win hands down idiom C1
با اختلاف زیاد و بهراحتی برنده شدن
to win very easily, with no doubt about the result
hands down به معنی «بیچونوچرا» است و از اسبدوانی آمده: جاکی دستش را پایین میآورد چون برد قطعی است. معمولاً با win یا در شکل hands down the best میآید. گفتاری است؛ در Writing: by a large margin.
Her design won hands down; nobody else came close.
طرح او با اختلاف زیاد برنده شد؛ هیچکس نزدیکش هم نبود.
- win hands down
- hands down the best
- beat someone hands down
فقط ۵ واژهی اول نمایش داده شد. این دسته ویژهی مشترکان است.
دیدن طرحها پلاس چه چیزهایی را باز میکند؟