ill
UK/ɪl/
US/ɪl/
معنی ill به فارسی
۱بیمار، مریض
Meaning of ill
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 NOT WELL adjective A2
feeling sick or not healthy, for example with a fever
فارسیبیمار، مریض
-
Grandma is ill today. We visit her after school.
مادربزرگ امروز بیمار است. بعد از مدرسه به دیدنش میرویم.
-
Sara is ill, so she isn't at school today.
سارا مریض است، برای همین امروز مدرسه نیست.
همآیندها collocations- feel ill
- look ill
- seriously ill
- fall ill
متضاد well
-
خانوادهی واژه
- illness