learn
UK/lɜːn/
US/lɜːrn/
-ing learningpast learnt/learnedhe/she/it learnspast participle learnt/learned
معنی learn به فارسی
۱یاد گرفتن
Meaning of learn
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 NEW SKILL verb [T] A1
to go from not knowing a fact or skill to knowing it, through lessons, practice or experience
فارسییاد گرفتن
-
I learn new words every day.
هر روز کلمههای تازه یاد میگیرم.
همآیندها collocations- learn English
- learn to do
- learn about
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با learn
- I'm a quick learner سریع یاد میگیرم.مصاحبهی شغلی و درخواست کار
- learn the ropes فوتوفن کار را یاد گرفتناصطلاحها و تکههای طبیعی برای Speaking (با احتیاط)
- learn the hard way با تجربهی تلخ یاد گرفتن؛ از راه سختش یاد گرفتناصطلاحها: کار و تلاش
- a steep learning curve دورهی یادگیری سخت و فشردههمنشینهای قوی: فعل + اسم و صفت + اسم
- rote learning حفظ طوطیوارواژگان پیشرفتهی فناوری و آموزش
- lifelong learning یادگیری در تمام عمرواژگان پیشرفتهی فناوری و آموزش
- blended learning آموزش ترکیبی (حضوری و آنلاین)واژگان پیشرفتهی فناوری و آموزش
خانوادهی واژه
- learner
- learning