per
UK/pɜː/
US/pɜːr/
معنی per به فارسی
۱در هر، به ازای هر
Meaning of per
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 FOR EACH preposition B1
for every one of something, used when you give a price or amount
فارسیدر هر، به ازای هر
-
The hotel costs 50 pounds per night.
هزینهی هتل هر شب ۵۰ پوند است.
همآیندها collocations- per hour
- per person
- per week
هممعنی a واژههای تعریف amount
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با per
- How much is it per night? شبی چقدر میشود؟هتل و اقامت
- How much is the rent per month, and are bills included? اجاره ماهی چقدر است و قبضها هم شامل آن میشود؟اجاره و مسکن
- per cent درصدواژههای پایهی B1 (۱)