provided
UK/prəˈvaɪdɪd/
US/prəˈvaɪdɪd/
معنی provided به فارسی
۱به شرط اینکه
Meaning of provided
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 CONDITION conjunction B1
used to say that something will happen only if another thing is also true
فارسیبه شرط اینکه
-
You can borrow my car, provided you drive carefully.
میتوانی ماشینم را قرض بگیری، به شرط اینکه با احتیاط رانندگی کنی.
همآیندها collocations- provided that
- provided you
- provided it doesn't rain
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با provided
- provided that به شرط اینکهفعلهای آکادمیک و کلمههای ربط برای نوشتن