public
UK/ˈpʌblɪk/
US/ˈpʌblɪk/
معنی public به فارسی
۱عمومی
Meaning of public
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 FOR EVERYONE adjective A2
open to everyone, not private
فارسیعمومی
-
I usually use public transport in Tehran.
در تهران معمولاً از حملونقل عمومی استفاده میکنم.
همآیندها collocations- public transport
- public holiday
- in public
متضاد private
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با public
- public transport حملونقل عمومیشهر و زندگی شهری
- fund public services through taxation تأمین مالی خدمات عمومی از راه مالیاتحکومت و سیاستگذاری
- public figure شخصیت شناختهشده؛ فرد مشهور و عمومیرسانه
- cut public spending کاهش مخارج دولتیحکومت و سیاستگذاری
- shape public opinion افکار عمومی را شکل دادنرسانه
- invest heavily in public transport سرمایهگذاری سنگین در حملونقل عمومیحملونقل
- raise public awareness of آگاهی عمومی را دربارهی ... بالا بردنرسانه
- public funding for the arts بودجهی عمومی برای هنرهافرهنگ و سنت
۸ عبارت دیگر
- win public support حمایت عمومی را جلب کردنحکومت و سیاستگذاری
- the public sector بخش دولتیحکومت و سیاستگذاری
- a well-developed public transport network شبکهی حملونقل عمومی پیشرفتهحملونقل
- put a strain on public services به خدمات عمومی فشار آوردن (بیش از ظرفیتشان)شهرنشینی
- engage the public with science مردم را با علم درگیر کردن و آشنا کردنعلم و پژوهش
- public opinion افکار عمومیواژگان علوم اجتماعی
- in the public eye در معرض دید و توجه عمومعبارتهای تصویری امن برای نوشتار
- hold public figures to account شخصیتهای شناختهشده را پاسخگو کردنرسانه