رسانه
Media and the news
این مجموعه برای موضوع «رسانه» در Speaking (بخش ۱ تا ۳) و Writing Task 2 است. بهجای news و TV و social media، اسمهای دقیقتر (circulation، press freedom، filter bubble)، همنشینهای طبیعی (shape public opinion، hold public figures to account) و عبارتهای نظر و احتیاط را تمرین کن. معیار Lexical Resource دقت و طبیعی بودن است، نه تعداد واژهی سخت. اصطلاحها را حفظی یا اجباری به کار نبر؛ فقط وقتی در جملهی خودت جا میافتد از آنها استفاده کن. در بحث دربارهی چهرهها و رسانهها همیشه لحن بیطرف و محترمانه نگه دار.
معیار نمرهی واژگان (Lexical Resource) را از توصیفهای رسمی آیلتس بخوانید: Speaking · Writing (متن آنها را اینجا نیاوردهایم؛ فقط مفهومشان را به زبان خودمان گفتهایم).
-
mainstream media noun phrase
رسانههای اصلی و پرمخاطب (روزنامه و تلویزیونهای بزرگ)
mainstream یعنی جریان اصلی و رایج. معمولاً با the میآید. بیطرفانه بنویس؛ بعضی از استفادههای روزمرهی آن لحن انتقادی دارند، پس در Task 2 از نسبت دادن اتهام کلی بپرهیز.
Many young people no longer trust the mainstream media and get their news from social platforms instead.
بسیاری از جوانان دیگر به رسانههای اصلی اعتماد ندارند و بهجایش خبرشان را از شبکههای اجتماعی میگیرند.
- trust the mainstream media
- coverage in the mainstream media
- outside the mainstream media
-
press freedom noun phrase
آزادی مطبوعات
شمارشناپذیر است. freedom of the press شکل رسمیتر و ثابتتر است. برای بحث سانسور در برابر مسئولیت رسانهها مفید است؛ بدون اشارهی سیاسی به کشور خاص.
Press freedom allows journalists to report on matters of public interest without fear of punishment.
آزادی مطبوعات به روزنامهنگاران اجازه میدهد دربارهی موضوعهای مورد علاقهی عمومی بدون ترس از مجازات گزارش کنند.
- defend press freedom
- restrictions on press freedom
- freedom of the press
-
investigative journalism noun phrase C1
روزنامهنگاری تحقیقی
شمارشناپذیر است. با تعبیر «گزارش خبری» فرق دارد: اینجا خبرنگار خودش موضوع را کاوش میکند. بهعنوان نمونهی ارزش رسانه در Task 2 عالی است.
Investigative journalism takes months of research, but it can reveal problems that nobody else has noticed.
روزنامهنگاری تحقیقی ماهها پژوهش میخواهد، ولی میتواند مشکلاتی را آشکار کند که کسی ندیده است.
- an investigative journalist
- investigative journalism uncovers
- high-quality investigative journalism
-
propaganda noun · /ˌprɒpəˈɡændə/ C1
تبلیغات یکجانبهی هدفمند (برای تأثیرگذاری بر نظر مردم)
بار منفی دارد: اطلاعات گزینشی یا گمراهکننده. با advertising (تبلیغ تجاری) فرق دارد. شمارشناپذیر است. از ذکر کشور یا دولت خاص بپرهیز.
During wars, governments often use propaganda to influence how people think about the other side.
در زمان جنگ، دولتها اغلب از تبلیغات یکجانبه استفاده میکنند تا بر نگاه مردم به طرف مقابل اثر بگذارند.
- political propaganda
- spread propaganda
- a propaganda campaign
- wartime propaganda
-
disinformation noun · /ˌdɪsɪnfəˈmeɪʃn/ C1
اطلاعات نادرست عمدی (برای فریب)
با misinformation فرق دارد: disinformation عمدی است و misinformation ممکن است سهوی باشد. شمارشناپذیر؛ نگو disinformations.
Disinformation spreads quickly online because shocking stories get shared before anyone checks them.
اطلاعات نادرست عمدی در اینترنت به سرعت پخش میشود چون خبرهای شوکهکننده پیش از بررسی دستبهدست میشوند.
- spread disinformation
- a disinformation campaign
- combat disinformation
فقط ۵ واژهی اول نمایش داده شد. این دسته ویژهی مشترکان است.
دیدن طرحها پلاس چه چیزهایی را باز میکند؟