۳۸ واژهB2آیلتس: ورزشپلاس

ورزش

Sport

این مجموعه برای موضوع ورزش در اسپیکینگ (بخش‌های ۱ تا ۳) و رایتینگ تسک ۲ است؛ از درآمد ورزشکاران حرفه‌ای و غرور ملی گرفته تا ورزش در مدرسه و تماشای مسابقه. واژه‌های پایه‌ی ورزش را قبلاً در مجموعه‌ی «ورزش و اوقات فراغت» دیده‌ای؛ این‌جا هم‌نشین‌ها، عبارت‌های بحث و چند اصطلاح طبیعی را یاد می‌گیری. در بخش «منابع واژگانی» دقت و طبیعی بودن بیشتر ارزش دارد تا نادر بودن واژه. اصطلاح‌ها را فقط جایی به کار ببر که واقعاً به جمله می‌خورند؛ جمله‌ی حفظ‌شده و تحمیلی به نتیجه‌ات آسیب می‌زند. برچسب «گفتاری / نوشتاری / هر دو» را رعایت کن.

معیار نمره‌ی واژگان (Lexical Resource) را از توصیف‌های رسمی آیلتس بخوانید: Speaking · Writing (متن آن‌ها را اینجا نیاورده‌ایم؛ فقط مفهومشان را به زبان خودمان گفته‌ایم).

  1. squad noun · /skwɒd/

    گروه بازیکنان انتخاب‌شده (که تیم اصلی از میان آن‌ها بسته می‌شود)

    Speaking · Writing

    squad گروه بزرگ‌تری است که تیم اصلی از آن انتخاب می‌شود؛ team آن یازده یا پانزده نفری است که در زمین بازی می‌کنند. در انگلیسی بریتانیایی با فعل مفرد یا جمع می‌آید.

    The coach announced a squad of twenty-three players for the next tournament.

    مربی فهرست بیست‌وسه بازیکن را برای مسابقات بعدی اعلام کرد.

    • the national squad
    • a squad of players
    • join the squad
    • a squad member
  2. participation noun · /pɑːˌtɪsɪˈpeɪʃn/

    مشارکت؛ شرکت (فعال) در یک فعالیت

    رسمی Speaking · Writing

    participation in (نه of). فعلش participate in یا take part in است؛ دومی در گفتار طبیعی‌تر است.

    Government campaigns have increased participation in sport among teenagers.

    کارزارهای دولتی میزان شرکت نوجوانان در ورزش را بالا برده‌اند.

    • participation in
    • active participation
    • a participation rate
    • encourage participation
  3. perseverance noun · /ˌpɜːsɪˈvɪərəns/

    پشتکار؛ ادامه دادن با وجود سختی

    رسمی Speaking · Writing

    فعلش persevere (with / in / at) است. با patience (صبر) فرق دارد: patience یعنی منتظر ماندن، ولی perseverance یعنی ادامه دادن تلاش. شمارش‌ناپذیر.

    Years of training teach young athletes the value of perseverance.

    سال‌ها تمرین به ورزشکاران جوان ارزش پشتکار را یاد می‌دهد.

    • show perseverance
    • perseverance and hard work
    • require perseverance
    • perseverance in the face of difficulty
  4. resilience noun · /rɪˈzɪliəns/ C1

    تاب‌آوری؛ توان بازگشت پس از شکست یا سختی

    Speaking · Writing

    صفتش resilient است. در بحث ورزش مدرسه و سلامت روان بسیار کاربرد دارد. شمارش‌ناپذیر و بدون a.

    Losing a match is a good way for children to build resilience.

    باختن یک مسابقه راه خوبی است تا بچه‌ها تاب‌آوری پیدا کنند.

    • build resilience
    • show resilience
    • mental resilience
    • resilience in the face of
  5. dedication noun · /ˌdedɪˈkeɪʃn/

    فداکاری و تعهد (صرف وقت و تلاش زیاد برای یک هدف)

    Speaking · Writing

    با to می‌آید: dedication to his training. صفتش dedicated است. معنی دیگر (اهدا) برای کتاب یا آهنگ است و در این دسته‌بندی نیست.

    Reaching the top in any sport requires years of dedication.

    رسیدن به اوج در هر ورزشی سال‌ها فداکاری و تعهد لازم دارد.

    • show dedication
    • dedication to
    • total dedication
    • hard work and dedication

فقط ۵ واژه‌ی اول نمایش داده شد. این دسته ویژه‌ی مشترکان است.

دیدن طرح‌ها پلاس چه چیزهایی را باز می‌کند؟
پشتیبانی