rob

verb B1
UK/rɒb/ US/rɑːb/

-ing robbingpast robbedhe/she/it robspast participle robbed

معنی rob به فارسی

۱سرقت کردن از، دزدی کردن از (کسی یا جایی)؛ دستبرد زدن به

Meaning of rob

معانی رایج این واژه برای زبان‌آموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.

  1. 1 STEAL FORCE verb [T] B1

    to take money or things from a person or place, often by using force or fear

    فارسیسرقت کردن از، دزدی کردن از (کسی یا جایی)؛ دستبرد زدن به

    • Two men robbed a jewellery shop in the city centre last night.

      دیشب دو مرد به یک طلافروشی در مرکز شهر دستبرد زدند.

    هم‌آیندها collocations
    • rob a bank
    • rob someone of something
    • be robbed

    هم‌معنی mug

خانواده‌ی واژه

پشتیبانی