rock

noun A2
UK/rɒk/ US/rɑːk/

معنی rock به فارسی

۱سنگ، صخره

Meaning of rock

معانی رایج این واژه برای زبان‌آموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.

  1. 1 STONE noun [C] A2

    the hard natural material that mountains and cliffs are made of, or a piece of it, big or small

    فارسیسنگ، صخره

    • We sat on a big rock by the river.

      روی یک تخته‌سنگ بزرگ کنار رودخانه نشستیم.

    هم‌آیندها collocations
    • a big rock
    • rock music

    واژه‌های تعریف cliffs

عبارت‌ها و فعل‌های چندبخشی با rock

خانواده‌ی واژه

  • rocky
پشتیبانی