roof
UK/ruːf/
US/ruːf/
معنی roof به فارسی
۱سقف (بیرونی)، پشتبام
Meaning of roof
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 BUILDING TOP noun [C] A2
the top part of a building, on the outside, that covers it
فارسیسقف (بیرونی)، پشتبام
-
There are two birds on the roof.
دو پرنده روی پشتبام هستند.
همآیندها collocations- on the roof
- a flat roof
- a red roof
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با roof
- hit the roof از کوره در رفتن؛ جوش آوردناصطلاحها: احساسات و حالوهوا
خانوادهی واژه
- rooftop