room
UK/ruːm/
US/ruːm/
معنی room به فارسی
۱اتاق۲جا، فضا
Meaning of room
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 PART OF BUILDING noun [C] A1
a part of a building with walls and a door, where people sleep, work, or sit
فارسیاتاق
-
My room is small but nice.
اتاقم کوچک ولی قشنگ است.
همآیندها collocations- living room
- my room
- a double room
-
-
2 SPACE noun [U] A2
space where something can be put or someone can move
فارسیجا، فضا
-
Is there enough room for my bag?
برای کیفم جای کافی هست؟
هممعنی space
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با room
- living room اتاق نشیمن، پذیرایی، هالخانه و وسایل آن
- Do you have any rooms available? اتاق خالی دارید؟هتل و اقامت
- I'd like to book a room for two nights میخواهم برای دو شب اتاق رزرو کنمهتل و اقامت
- double room اتاق دو نفره (با یک تخت دو نفره)هتل و اقامت
- fitting room اتاق پروخرید، قیمت و مرجوعی
- waiting room اتاق انتظارپزشک و داروخانه
- twin room اتاق دو تخته (با دو تخت جدا)هتل و اقامت
- room service سرویس اتاق (غذا و نوشیدنی را به اتاق میآورند)هتل و اقامت
۳ عبارت دیگر
- Is it possible to change rooms? میشود اتاقم را عوض کنم؟هتل و اقامت
- spare room اتاق اضافه (خالی یا مهمان)اجاره و مسکن
- the elephant in the room موضوع مهمی که همه میدانند ولی کسی از آن حرف نمیزنداصطلاحها: نظر و بحث