round

adjective A2
UK/raʊnd/ US/raʊnd/

معنی round به فارسی

۱گرد، دایره‌ای

Meaning of round

معانی رایج این واژه برای زبان‌آموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.

  1. 1 CIRCLE SHAPE adjective A2

    shaped like a circle or a ball

    فارسیگرد، دایره‌ای

    • We have a small round table in the kitchen.

      در آشپزخانه یک میز گرد کوچک داریم.

    هم‌آیندها collocations
    • a round table
    • a round face

    هم‌معنی circular

عبارت‌ها و فعل‌های چندبخشی با round

پشتیبانی