setback

noun B2
UK/ˈsetbæk/ US/ˈsetˌbæk/

معنی setback به فارسی

۱ضربه یا عقب‌گرد موقت (اتفاقی که پیشرفت را عقب می‌اندازد)

Meaning of setback

معانی رایج این واژه برای زبان‌آموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.

  1. 1 PROBLEM DELAY noun [C] B2

    a bad event that stops you from moving forward and makes things slower or worse

    فارسیضربه یا عقب‌گرد موقت (اتفاقی که پیشرفت را عقب می‌اندازد)

    • The delay was a setback, but we still hope to finish by June.

      این تأخیر مانعی بود، ولی هنوز امیدواریم تا ژوئن تمامش کنیم.

    هم‌آیندها collocations
    • suffer a setback
    • a major setback
    • overcome a setback

    هم‌معنی blow, reverse

عبارت‌ها و فعل‌های چندبخشی با setback

پشتیبانی