traffic
UK/ˈtræfɪk/
US/ˈtræfɪk/
معنی traffic به فارسی
۱ترافیک، رفتوآمد خودروها
Meaning of traffic
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 ROAD VEHICLES noun [U] A2
all the cars, buses and other vehicles moving along a road at the same time
فارسیترافیک، رفتوآمد خودروها
-
There is always heavy traffic in Tehran in the morning.
صبحها در تهران همیشه ترافیک سنگین است.
همآیندها collocations- heavy traffic
- stuck in traffic
- traffic jam
واژههای تعریف vehicles
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با traffic
- traffic lights چراغ راهنماییزندگی روزمره: خانه، خرید، رفتوآمد و احساسات
- Turn left at the traffic lights سر چراغراهنما به چپ بپیچید.حملونقل و آدرسپرسی
- heavy traffic ترافیک سنگینهمنشینی صفت + اسم: صفتی که انگلیسیزبانها کنار این اسم میگذارند
- rush-hour traffic ترافیک ساعات شلوغ (صبح و عصر)حملونقل
- tackle traffic congestion با (مشکل) ترافیک مقابله کردن، برای حل ترافیک اقدام کردنحملونقل
- traffic jam راهبندان؛ ترافیکشهر و زندگی شهری